بمنظور یپشگیری از نفوذ افراد منحرف و تبهکار در حوزههای علمیه ، حفظ حیثیت روحانیت و به کیفر رساندن روحانیون متخلف، دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت تحت نظارت عالیه مقام معظم رهبری با وظایف و تشکیلات و اختیارات زیر ایجاد میگردد.
وظایف دادسرا و دادگاه ویژه بشرح ذیل میباشد: الف - اقدامات لازم جهت پیشگیری از وقوع تخلفات و جرائم در محدوده مسائل قضائی . ب - ارشاد در امور خلاف شان . ج - رسیدگی به جرائم روحانیون و پرونده هائی که به نحو موثری با اهداف این دادسرا مرتبط است .
تبصرهالحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
در اجرای وظایف و اهداف مندرج در مواد یک و دو، دادسرای ویژه روحانیت میتواند از طریق مراکز حوزوی، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز امور مساجد و سایر نهادهای مرتبط به امور روحانیت اقدام نماید، نهادهای فوق در زمینه اجرای موارد مذکور موظف به همکاری با دادسرای ویژه روحانیت میباشند.
دادسرا
دادستان ویژه روحانیت توسط مقام معظم رهبری منصوب خواهد شد.
مسئولیت، ریاست و نظارت همه دادسراها به عهده دادستان منصوب خواهد بود.
ماده 5اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادستانی مرکز ( دادستان منصوب ) دارای یک معاون قضائی ، معاون بررسی و پیشگیری، معاون امور استانها، معاون اداری مالی ، دفتر دادستانی و دفتر حفاظت و گزینش خواهد بود. شرح وظایف هرکدام توسط دادستان منصوب ابلاغ میگردد.
ماده 6اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
تشکیلات هر دادسرا عبارت است از: دادستان، معاون ارشاد، معاونت تحقیقات و امور اجرائی، مدیر اداری و مالی و به تعداد کافی دادیار و کادر اداری.
تبصرهالحاقی ۱۳۹۰/۰۸/۰۹
مقررات اداری و استخدامی کارکنان غیرقضائی دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت به تصویب دادستان منصوب میرسد.
ماده 7اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
عزل و نصب دادستانها و دادیاران دادسراهای ویژه شهرستان با اخذ تمایل از آنان بعهده دادستان منصوب خواهد بود
تبصرهالحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
در صورت ضرورت جابجائی قضات فوق الذکر بدون تمایل، موضوع قبلا در جلسه متشکل از دادستان منصوب و معاون قضائی او و رئیس شعبه اول دادگاههای ویژه روحانیت بررسی و به تصویب میرسد.
معاونین دادسراها به پیشنهاد دادستان همان دادسرا و ابلاغ دادستان منصوب تعیین خواهد شد.
ماده 9اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادسرای ویژه روحانیت در شهرها و یا حوزههای قضایی مشروحه ذیل تشکیل میگردد: تهران: استانهای تهران و سمنان. قم: استانهای مرکزی و قم و شهرستان کاشان. مشهد: استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان. اصفهان: استانهای اصفهان ( به استثنای کاشان ) ، یزد و چهارمحال و بختیاری. شیراز: استانهای فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد. تبریز: استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان. ساری: استانهای گلستان و مازندران. اهواز: استانهای خوزستان و لرستان. کرمان: استانهای کرمان و هرمزگان. همدان: استانهای کرمانشاه، کردستان، همدان و ایلام. رشت: استانهای گیلان و قزوین.
تا زمانی که دادسرا در هر یک از مراکز فوق تشکیل نگردیده ، مرجع رسیدگی به پروندههای آن حوزه توسط دادستان منصوب، تعیین میگردد.
دادگاه
حاکم شرع شعبه اول دادگاه ویژه روحانیت از سوی مقام معظم رهبری منصوب میگردد.
کارمندان دفتری دادگاه با همآهنگی حاکم شرع شعبه اول تعیین میگردند.
ماده 13اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت در موارد ذیل صالح به رسیدگی میباشند الف - کلیه جرائم روحانیون ب - کلیه اعمال خلاف شان روحانیون ج - کلیه اختلافات محلی مخل به امنیت عمومی در صورتی که طرف اختلاف روحانی باشد. د - کلیه اموری که از سوی مقام معظم رهبری برای رسیدگی ماموریت داده میشود.
در مواردی که دادسرای ویژه، رسیدگی به پروندهای را به سایر مراجع قضائی ذی ربط واگذار نماید، مراجع مذکور موظف به رسیدگی میباشند.
در مورد بند ج رسیدگی با هماهنگی دستگاههای ذی ربط صورت میگیرد.
تبصره 3الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
کلیه اتهامات اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزراء و معاونین آنها، معاونان و مشاوران روسای سه قوه، سفرا، دادستان و رئیس دیوان محاسبات، دارندگان پایه قضائی، استانداران و فرمانداران و جرائم عمومی افسران نظامی و انتظامی از درجه سرتیپ و بالاتر، و مدیران کل اطلاعات استانها که به لحاظ روحانی بودن نامبردگان فوق پرونده آنان در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مطرح میگردد و نیز کلیه اتهامات نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و ائمه جمعه در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت تهران رسیدگی خواهد شد.
دعاوی حقوقی و مدنی علیه روحانیون مطابق قوانین در دادگاههای مدنی و حقوقی رسیدگی خواهد شد مگر موارد خاصی که بر حسب ضرورت رسیدگی آن «به نظر دادستان منصوب» در دادگاه ویژه اصلح باشد. در اینصورت دادسراها و دادگاهها موظفند که با درخواست دادسرا و دادگاه ویژه پرونده را ارسال نمایند.
سایر دادسراها در اموری که نسبت به روحانیون از آنها سلب صلاحیت گردیده ، حق ورود، تحقیق و تعقیب را ندارند، مگر با اجازه دادستان ویژه حوزه قضائی مربوطه .
روحانی به کسی اطلاق میگردد که ملبس به لباس روحانیت باشد یا در حوزه مشغول تحصیل باشد یا اگر به کار دیگری مشغول است عرفا روحانی محسوب گردد.
تخلفات قضات و کارمندان دادسرا و دادگاه ویژه که در حین یا به سبب خدمت مرتکب شدهاند، زیر نظر مستقیم دادستان منصوب و رئیس شعبه اول دادگاه مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.
هر فعلی یا ترک فعلی که مطابق قوانین موضوعه یا احکام شرعیه قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی و تربیتی باشد، جرم محسوب میگردد.
اعمالی که عرفا موجب هتک حیثیت روحانیت و انقلاب اسلامی باشد، برای روحانیون جرم تلقی میشود.
جرائم میتواند دارای سه حیثیت باشد: 1 - حیثیت حق الهی: از جهتی که تجاوز به حدود و مقررات الهی است. 2 - حیثیت عمومی: از جهتی که مخل نظم و امنیت عمومی و هتک حیثیت جامعه و روحانیت گردد. 3 - حیثیت خصوصی: از جهتی که موجب ضرر مادی یا معنوی به شخص یا اشخاص معین حقیقی یا حقوقی شود.
تعقیب متهم از حیث حق الهی مطابق موازین شرعی و از حیث حق الناس منوط به شکایت شاکی خصوصی و از حیث حقوق عمومی به تشخیص دادستان است.
گذشت شاکی خصوصی موجب توقف رسیدگی به جهات دیگر جرم نمیگردد.
ضابطین دادگستری بر حسب وظیفه موظف به اجرای دستورات دادسرای ویژه میباشند.
نیروهای ضابط موظفند به محض اطلاع از اتهام یا وقوع بزه موضوع صلاحیت دادسرای ویژه، مراتب را به دادستان دادسرای ویژه گزارش و بدون کسب مجوز از هرگونه اقدامی خودداری نمایند.
ماده 23اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
در مورد جرائم مشهود ضابطین موظفاند فورا اقدامات لازم را برای حفظ آلات و ادوات و آثار و علائم و دلائل جرم و جلوگیری از فرار متهم و یا تبانی بعمل آورند و تحقیقات مقدماتی را انجام و در اسرع وقت موضوع را به دادستان ویژه اطلاع دهند.
ماده 25اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادسرا میتواند برای انجام تحقیقات و اجرای احکام دادسرا و دادگاه افرادی را راسا استخدام نماید.این افراد در زمان انجام ماموریت در حکم ضابطین قضلئی میباشند.
دادستان شهرستان بعنوان جانشین دادستان منصوب، کلیه مسئوولیتهای قضائی و اداری دادسرا از جمله موارد ذیل را بعهده دارد: الف - تعقیب متهمین ب - صدور احکام دستگیری و تفتیش ج - ارجاع پرونده به شعب دادسرا و نظارت بر جریان پیگیری و اظهارنظر در مورد کلیه قرارها د - صدور کیفرخواست ه- اجرای احکام دادگاه و - صدور قرار تعلیق تعقیب در جرائم خفیف و یا امور خلاف شان.
دادستان شهرستان موظف به اجرای دستورات قضائی و اداری صادره از جانب دادستان منصوب میباشد.
در امور مهمه دادستان شهرستان موظف است قبل از اقدام به دستگیری یا احضار یا اجرای حکم دادگاه موضوع را به اطلاع دادستان منصوب برساند.
اجرای وظایف بند «ب» و «و» فقط در اختیار دادستان و در غیاب وی جانشین او میباشد.
در غیاب دادستان دادسرا، یکی از دادیاران با انتخاب وی به عنوان جانشین وظایف دادستان را انجام خواهد داد.
ماده 28اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادستان ویژه و دادیاران میتوانند برای کشف جرم تحقیقات لازم را انجام دهند و کلیه ارگانها و نهادها و سازمانهای دولتی و اشخاص حقیقی و حقوقی موظفند کلیه اسناد و مدارک مورد نیاز را در اختیار دادسرا قرار دهند. کسانی که همکاری لازم را بعمل نیاورند بعنوان عدم اجرای دستور مقام قضائی تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت .
نظر به گستردگی حوزههای قضائی دادسراهای ویژه ، دادسراهای مزبور علاوه بر موارد اعطای نیابت به دادسراهای ویژه دیگر، درخصوص جرائم خارج از محل استقرار خود، میتوانند به دادسراهای عمومی و انقلاب اسلامی همان حوزه نیز نیابت دهند و دادسراهای مزبور حسب مورد موظف به انجام درخواستهای فوق میباشند.
احاله پرونده از حوزهای به حوزه قضائی دیگر در اختیار دادستان منصوب خواهد بود.
اتهامات شرکاء معاونین و مرتبطین متهم روحانی در دادسرا و دادگاه ویژه مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.
ماده 32اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
در خصوص تعقیب کیفری دارندگان پایه قضائی بجز قضات که لازم است قبلا توسط دادسرای ویژه درخواست تعلیق شود و دادسرا و دادگاه انتظامی قضات ظرف مدت 20 روز موظف به اظهارنظر میباشد در غیر اینصورت یا در موارد اضطراری«به تشخیص دادستان منصوب » اقدام قضائی خواهد شد و موضوع به اطلاع ریاست قوه قضائیه خواهد رسید.
تبصرهالحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
از آنجا که هدف قانونگذار از تعلیق قاضی قبل از رسیدگی به اتهام حفظ شوون قضا و قاضی میباشد در صورتی که متهم مایل باشد و کتبا تقاضای رسیدگی به پرونده را بنماید دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت میتوانند بدون انجام تعلیق اقدام به رسیدگی نماید.
در جرائم جزئی که تحقیقات مقدماتی آن کامل شده یا نیاز به تحقیقات نباشد، دادستان بلافاصله ادعانامه کیفری خود را در دادگاه مطرح نموده و دادگاه حکم صادر مینماید.
ماده 34اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
قرارهای صادره بجز موارد زیر پس از موافقت دادستان قطعی است. الف – قرار بازداشت موقت که در صورت اعتراض متهم در فرجه قانونی توسط دادستان کل ویژه روحانیت یا معاون قضائی وی خارج از نوبت بررسی میگردد و چنانچه اعتراض متهم را وارد تشخیص دهند قرار بازداشت موقت را نقض و پرونده به منظور اخذ تامین مناسب دیگر به شعبه صادرکننده قرار اعاده میگردد. ب – قرار منع تعقیب یا موقوفی تعقیب که در صورت اعتراض شاکی یا مدعی خصوصی در فرجه قانونی در دادگاه ویژه روحانیت قابل رسیدگی است.
در موارد ذیل قرار بازداشت صادر میگردد: 1 - خوف فرار متهم. 2 - خوف تبانی یا امحاء آثار جرم. 3 - موارد مهمه از قبیل: جرائم ضد انقلابی، مواد مخدر، کلاهبرداری، ارتشاء، قتل عمد و موارد مشابه. 4 - مواردی که آزادی متهم موجب مفسده است. از قبیل هتک حیثیت نظام و روحانیت.
قرارهای تامین باید متناسب با نوع اتهام و دلایل توجه اتهام و شخصیت متهم باشد.
متهمی که با وثیقه یا کفالت یا وجه التزام آزاد شده باشد، چنانچه در وقت مقرر بدون عذر موجه حاضر نشود وجه التزام به دستور دادستان ضبط میشود و به وثیقه گزار یا کفیل نیز اخطار میشود که ظرف مدت بیست روز متهم را تسلیم نماید، در صورت عدم تسلیم، وجه الکفاله یا مورد وثیقه به دستور دادستان ضبط خواهد شد.
مفاد قرار و مقررات فوق باید به ملتزم - کفیل - و وثیقه گزار تفهیم و به امضای وی برسد.
دادسرا میتواند شهود و مطلعین را احضار نماید، در صورت استنکاف به دستور دادستان جلب خواهد شد.
دادگاه ویژه به جرائمی رسیدگی میکند که مطابق این قانون در صلاحیت دادسرا و دادگاه ویژه بوده و پرونده امر از طریق دادسرا به همراه کیفرخواست به دادگاه ارائه شده باشد
چنانچه دادگاه در خلال رسیدگی از جرائم جدیدی آگاه شود مجاز به رسیدگی و صدور حکم خواهد بود
ارجاع پرونده به شعب دادگاه و ایجاد هماهنگی بین آنها و نظارت بر حسن جریان امور بعهده حاکم شرع شعبه اول خواهد بود
در صورت اختلاف بین دادسرا و دادگاه از جهت صلاحیت رسیدگی، پرونده همراه دلایل طرفین جهت حل اختلاف نزد ریاست شعبه اول دادگاه ارجاع خواهد شد، نظر آن مرجع لازم الاتباع است.
ماده 42اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
احکام دادگاهها باید مستدل و مستند به قوانین موضوعه و موازین شرع باشد
در موارد استثنائی و مواردی که در شرع و قانون مجازات مشخصی تعیین نگردیده حاکم میتواند مستدلا بر اساس نظر خود اقدام به صدور حکم نماید.
ماده 43اصلاحی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادگاه مجرمینی را که با ارتکاب جرم، موجب هتک حیثیت و شوون روحانیت گردیدهاند و یا افرادی که فاقد صلاحیت پوشیدن لباس روحانیت هستند را به خلع لباس روحانیت ( بصورت دائم یا موقت ) محکوم مینماید.
تبصرهالحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
کسانی که از حکم دادگاه در مورد نپوشیدن لباس تخلف کنند به حکم دادگاه ویژه به مجازات تعزیری محکوم خواهند شد.
ماده 44جایگزین ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
اعضاء هیات منصفه دادگاه ویژه روحانیت 14 نفر خواهند بود و توسط هیاتی مرکب از دادستان کل ویژه روحانیت، رئیس شعبه اول دادگاه، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، نماینده شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور، نماینده شواریعالی حوزه علمیه، از میان افراد روحانی شاغل در مشاغل فرهنگی، حوزوی، دانشگاهی، قضائی، اداری و سایر مشاغل مرتبط بمدت دو سال انتخاب میگردند، احکام ایشان توسط رئیس شعبه اول دادگاه صادر خواهد شد.
کلیه هزینههای دادستانی ویژه روحانیت بعنوان یک سازمان مستقل دارای ردیف بودجه خاص پیشبینی و اختصاص داده میشود.
تبصرهالحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
بیست درصد از کل بودجه مصوب دادستانی ویژه روحانیت خارج از شمول قانون محاسبات خواهد بود.
قوه قضائیه کادر قضائی دادستانی ویژه را تامین خواهد نمود.
تبصرهالحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
پست قضائی و تعیین گروه قضات دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت به پیشنهاد دادستان کل ویژه روحانیت و تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد بود. ابلاغ قضائی قضات حسب مورد پس از پیشنهاد دادستان منصوب یا رئیس شعبه اول دادگاه توسط رئیس قوه قضائیه صادر ولی تعیین شعبه و محل خدمت آنان حسب مورد توسط دادستان منصوب یا رئیس شعبه اول دادگاه خواهد بود و کلیه حقوق و مزایای قضات شاغل در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت از محل اعتبار قوه قضائیه پرداخت خواهد شد.
نقل و انتقال قضات دادسرا و دادگاه ویژه که در دادگستری نیز شاغل میباشند و با هماهنگی دادستان منصوب و رئیس شعبه اول دادگاه بر حسب سمت صورت میگیرد.
ماده 48الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
احکام دادگاههای ویژه روحانیت از سوی محکوم علیه یا شاکی یا قائم مقام قانونی آنان قابل اعتراض است و در صورت عدم اعتراض در فرجه قانونی قطعی خواهد شد.
تبصره 1الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
چنانچه دادستان کل ویژه روحانیت احکام قطعی یا غیر قطعی دادگاه ویژه روحانیت را خلاف شرع یا قانون بداند نسبت به رای صادره اعتراض نموده و عنداللزوم حکم را متوقف میکند و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر ارسال مینماید.
تبصره 2الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
چنانچه دادستان مجری حکم رای صادره را خلاف موازین تشخیص دهد بدوا اعتراض خود را به قاضی صادرکننده تذکر میدهد. در صورت عدم قبول قاضی، پرونده را همراه با نظریه مستدل نزد دادستان منصوب ارسال مینماید و دادستان منصوب برابر تبصره یک اقدام خواهد کرد.
تبصره 3الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
چنانچه متعاقب اعتراض محکوم علیه یا شاکی یا تذکر دادستان کل ویژه روحانیت یا دادستان مجری حکم، قاضی دادگاه ویژه روحانیت متوجه اشتباه خود در حکم صادره شود، در صورتی که موضوع از مصادیق بند ب ماده 49 اصلاحی باشد رای اصلاحی صادر مینماید و در غیر اینصورت پس از نقض حکم، پرونده را جهت رسیدگی توسط شعبه دیگر به دفتر دادگاههای ویژه روحانیت اعاده مینماید.
ماده 49الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
دادگاه تجدیدنظر ویژه روحانیت مرجع رسیدگی به اعتراض است که پس از وصول پرونده و رسیدگی به شرح زیر اقدام مینماید: الف – در صورتی که رای را صحیح و منطبق با موازین شرع و قانون بداند آن را ابرام میکند. ب – در صورتی که اساس رای صحیح بوده ولی متضمن اشتباه جزئی در محاسبه محکوم به یا ماده استنادی و امثال آن باشد رای اصلاحی صادر مینماید. ج – در صورتی که رای صادره دارای ایراد ناشی از نقص تحقیقات باشد، دادگاه تجدیدنظر موارد نقص را مشخص نموده و رای صادره را نقض و پرونده را جهت رفع نقص به دادگاه بدوی رسیدگیکننده اعاده مینماید شعبه مزبور مکلف است پس از رفع نقص، حکم مقتضی صادر نماید. د – در صورتیکه رای دارای ایراد اساسی باشد آن را نقض نموده و راسا رسیدگی و انشاء رای مینماید. آراء صادره از محاکم تجدیدنظر قطعی است.
ماده 50الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
هر شعبه از دادگاه تجدیدنظر ویژه روحانیت از یک رئیس و دو مستشار تشکیل و با اکثریت آراء اتخاذ تصمیم مینماید، رئیس محاکم ویژه روحانیت که منصوب از طرف مقام معظم رهبری است رئیس شعبه اول دادگاه تجدیدنظر نیز میباشد، تعیین تعداد شعب و قضات آن و ارجاع پرونده به آنان بر طبق این آئین نامه خواهد بود.
ماده 51الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
محکوم علیه یا قائم مقام قانونی وی یا دادستان کل ویژه روحانیت، مطابق قوانین مربوطه مجاز به تقاضای اعاده دادرسی در خصوص احکام قطعی دادگاههای ویژه روحانیت میباشند مرجع رسیدگی به تقاضای اعاده دادرسی و اتخاذ تصمیم در مورد آن، دادگاه تجدیدنظر ویژه روحانیت میباشد دادستان منصوب یا نماینده وی میتواند در جلسه رسیدگی حضور یابد و نسبت به موضوع اظهارنظر کند.
ماده 52الحاقی ۱۳۸۴/۰۹/۰۵
بجز در مواردیکه در این قانون تصریح شده است، وظائف و اختیارات قضات دادسرا و دادگاه حسب مورد بر طبق مقررات عمومی آئین دادرسی کیفری میباشد.