محاکم کیفری
در تشکیل دادگاهها و صلاحیت آنها
دادگاههای کیفری به ترتیب مقرر در این قانون تشکیل و به جرایمی که مطابق قوانین دارای مجازات زیر بوده و در صلاحیت دادگاههای دیگری نباشند رسیدگی و حکم مقتضی صادر مینمایند: 1 - حدود 2 - قصاص 3 - دیات 4 - تعزیرات 5 - مجازاتهای بازدارنده
دادگاههای کیفری به دادگاههای کیفری 1 و دادگاههای کیفری 2 تقسیم میشوند. در معیت دادگاههای کیفری 1 و 2 دادسرای عمومی انجام وظیفه مینماید.
دادگاههای کیفری 1 و 2 تشکیل میشود از یکنفر رئیس یا عضو علی البدل.
هرگاه رئیس یا عضو علی البدل نسبت به مواردی از رئیس کل دادگاهها یا رئیس دادگستری حوزه متبوعه درخواست مشاور کند، رئیس مکلف به اعزام مشاور است. در این صورت قبل از اتخاذ تصمیم دادگاه، مشاور مکلف است پرونده را دقیقا مطالعه و بررسی نموده نظر مشروح و مستدل خود را در اسرع وقت و کتبا اعلام نماید. تخلف مشاور از این امر موجب محکومیت انتظامی تا درجه 3 خواهد بود.
چنانچه پس از خاتمه رسیدگی، مشاور حداکثر ظرف مدت 5 روز نظر مشورتی خود را به دادگاه تسلیم نکند، قاضی دادگاه راسا اتخاذ تصمیم مینماید.
چنانچه قاضی دادگاه به تشخیص شورایعالی قضائی مجتهد جامع الشرایط باشد پس از خاتمه رسیدگی بدون اینکه منتظر نظر مشورتی بماند میتواند اتخاذ تصمیم نماید.
دادگاه کیفری 1 در مراکز استانها و شهرهایی که شورایعالی قضایی تاسیس آنرا لازم بداند تشکیل میشود و حسب مورد میتواند دارای شعب متعدد باشد، تخصیص هر شعبه به هر یک از انواع خاص جرائم با شورای عالی قضایی است.
هرگاه در محلی دادگاه کیفری 1 تشکیل نشده باشد، رسیدگی به جرائم آن محل که در صلاحیت دادگاه کیفری 1 است، با نزدیکتریندادگاه کیفری 1 حوزه قضایی همان استان خواهد بود.
دادگاه کیفری 2 در شهرهایی که شورایعالی قضایی لازم بداند تشکیل میشود و حسب مورد میتواند دارای شعب متعدد باشد. تخصیص هر شعبه به هر یک از انواع جرائم با شورایعالی قضایی است.
دادگاههای کیفری 1 با رعایت ماده 1 این قانون به جرائم زیر رسیدگی مینمایند: الف - جرمی که کیفر آن اعدام، رجم، صلب و نفی بلد بعنوان حد باشد. ب - جرمی که کیفر آن قطع یا نقص عضو باشد. ج - جرمی که کیفر آن به حسب قانون 10 سال زندان و بالاتر باشد. د - جرمی که کیفر آن به حسب قانون بیش از دویست هزار تومان جزای نقدی باشد. ه - جرمی که کیفر آن نصف دیه کامل هر یک از موارد ششگانه و یا بالاتر باشد اعم از عمد یا شبه عمد و یا خطاء محض.
هرگاه جرمی که ادعا شده احتمال ترتیب یکی از کیفرهای مذکور بر آن باشد و پس از ختم دادرسی معلوم شد که کیفر آن کمتر از امور مذکوره است، دادگاه کیفری 1 مبادرت به انشاء حکم خواهد نمود.
هرگاه در محلی دادگاه کیفری 2 تشکیل نشده و یا تشکیل شده ولی پروندههایش متراکم است و یا دادگاه فاقد قاضی باشد و نیز در صورتی که قاضی دادگاه کیفری 2 مطابق قانون صلاحیت رسیدگی به پروندهای را ندارد، دادگاه کیفری 1 میتواند بر حسب ارجاع رئیس کل به پروندههایی که در صلاحیت کیفری 2 است نیز رسیدگی نماید.
رسیدگی به جرمهایی که مجازاتش غیر کیفرهای مذکور در ماده قبل و تبصرههای آن باشد، بعهده دادگاه کیفری 2 میباشد.
در نقاطی که تشکیل دو شعبه دادگاه حقوقی و کیفری میسر نباشد یک شعبه دادگاه حقوقی 1 یا کیفری 1 به کلیه دعاوی حقوقی و جرائم رسیدگی خواهد کرد. هر گاه دادگاه واحد از نوع دادگاه حقوقی 2 یا کیفری 2 باشد به دعاوی حقوقی و جرائم در حد صلاحیت دادگاه حقوقی و کیفری 2 رسیدگی خواهد نمود.
در این موارد هرگاه دادسرا در محل تشکیل نشده باشد وظایف دادسرا به عهده رئیس دادگاه یا عضو علی البدل میباشد.
در جاهائی که دادگستری تشکیل نشده است یک دادگاه حقوقی 2 میتواند تشکیل و به دعاوی و شکایاتی که در صلاحیت حقوقی 2 و کیفری 2 میباشد رسیدگی نماید و چنانچه یک دادگاه کافی نباشد دو دادگاه یکی حقوقی 2 و یکی کیفری 2 تشکیل و طبق صلاحیتهای خود عمل میکنند.
هرگاه کسی مرتکب جرمی شود در دادگاهی رسیدگی میشود که جرم در حوزه آن وقوع یافته است و اگر شخصی مرتکب چندین جرم در جاهای مختلف بشود، در دادگاهی به آن جرائم رسیدگی میشود که مهمترین جرم در حوزه آن واقع شده است و هرگاه جرائم ارتکابی از یک درجه باشد، دادگاهی که متهم در حوزه آن دستگیر شده به آن رسیدگی مینماید. در این صورت دادسرای هر محل تحقیقات لازمه را موافق تکالیف خود بعمل آورده به دادستان دادگاهی که باید رسیدگی نماید نتیجه تحقیقات را ارسال میدارد.
در مواردی که قانون ترتیب دیگری را پیشبینی کرده است مشمول این ماده نمیشود.
هرگاه کسی متهم به ارتکاب چندین جرم از انواع مختلف باشد با رعایت صلاحیت ذاتی در دادگاهی محاکمه میشود که صلاحیت رسیدگی به مهمترین جرم را دارد.
به اتهامات متعدد متهم باید تواما و یکجا رسیدگی شود لیکن اگر رسیدگی به تمام آنها موجب تعویق باشد دادگاه میتواند نسبت به اتهاماتی که تحقیقات آنها کامل باشد حکم یا قرار مقتضی صادر کند.
در کلیه جرائمی که متهمین متعدد باشند و یا معاون و شریک داشته باشند و در صورتی که به یک یا چند نفر از آنها دسترسی نباشد و تفکیک ممکن باشد دادگاه باید رسیدگی را تفکیک و تکلیف متهمین حاضر را معین نماید و پرونده نسبت به غائبین مفتوح خواهد ماند.
شرکاء و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه میشوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام مجرم اصلی را دارد.
هرگاه یکی از اتباع ایران در خارج از قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرمی شده و در ایران دستگیر شود در دادگاهی محاکمه میشود که در حوزه آن دستگیر شده است.
در مواردی که دادگاه به ضرر و زیان ناشی از جرم رسیدگی میکند نصاب خاصی برای زیان وارده نمیباشد و حکم صادره مشمول مقررات حاکم بر همان دادگاه است.
در صورتی که دعوی جزایی در دادگاه کیفری منتهی به صدور حکم برائت متهم یا قرار موقوفی تعقیب شود دادگاه مزبور مکلف است به دعوی حقوقی در صورتیکه در دادگاه کیفری مطرح شده باشد رسیدگی کرده و رای صادر نماید.
حل اختلاف در صلاحیت بین دادگاههای کیفری طبق قواعد دادگاههای حقوقی است.
مرجع حل اختلاف بین دادگاههای انقلاب و نظامی و نیز بین هر یک از دادگاههای مزبور با دیگر دادگاههای دادگستری دیوان عالی کشور است.
حل اختلاف بین دادسراها تابع قواعد حل اختلاف دادگاههای همان دادسراها است.
در شهرهائی که شعب متعدد کیفری و حقوقی و مدنی خاص تشکیل شده باشد رئیس شعبه اول ریاست کل دادگاههای حقوقی و کیفری و مدنی خاص را دارا بوده و پروندههای واصله را به شعب مربوطه ارجاع میکند.
روسای دادگستریها به تعداد مورد نیاز با تصویب شورایعالی قضایی از بین قضات میتوانند معاون داشته باشند.
رئیس کل دادگاههای هر شهرستان بعنوان رئیس دادگستری آن شهرستان بر کلیه دادگاههای حقوقی و کیفری و مدنی خاص و دادسرای عمومی محل نظارت و ریاست اداری دارد. همچنین رئیس دادگستری شهرستان مرکز استان ریاست اداری و نظارت بر امور دادگستریهای شهرستان حوزه آن استان را خواهد داشت.
روسای دادگستری مکلفند در امور اداری دادسراها موافقت دادستان محل را جلب نمایند.
تصدی امور اداری در غیاب رئیس دادگستری، با دادستان همان شهرستان است.
شورایعالی قضایی میتواند بمنظور جلوگیری از تراکم پروندهها و جهت تسریع در رسیدگی و جلوگیری از تعویق پروندهها قضات دادگاه حقوقی اعم از 1 یا 2 و یا مدنی خاص را با حفظ سمت مامور رسیدگی به پروندههای کیفری، انقلاب و یا قضات دادگاههای کیفری را حسب ضرورت فوق با حفظ سمت مامور رسیدگی به پروندههای حقوقی نماید.
به شورای عالی قضایی اجازه داده میشود افراد واجد شرایط قضا را با صدور ابلاغ قضایی برای مدت معین به هر نقطهای از کشور ماموریت بدهند و میزان صلاحیت رسیدگی آنان را در ابلاغ تعیین نمایند. قضات مذکور نسبت به تصمیمات متخذه در قبال دادگاه انتظامی مسوول میباشند و در صورتی که قاضی محل مشغول رسیدگی به پروندهای شده باشد با رضایت وی قاضی مامور مجاز رسیدگی به پرونده مربوط خواهد بود.
در شروع رسیدگی
دادگاههای کیفری در موارد زیر شروع به رسیدگی مینماید: 1 - اقامه دعوی و شکایت شاکی یا مدعی خصوصی به واسطه وقوع جرم یا ضرر و زیانی که از جرم به آنان وارد آمده است. 2 - در مورد جرائم مشهودی که جنبه عمومی دارد و یا جرائمی که زمینه را به تشخیص قاضی برای جرائم عمومی فراهم میآورد. 3 - اعلام و اخبار ضابطین دادگستری یا اشخاصی که از قولشان اطمینان حاصل شود (در جرائمی که دارای جنبه عمومی است). 4 - تقاضانامه و یا کیفرخواست دادسرا. 5 - حکم دادگاه کیفری 2 در تعقیب امر جزایی در مقام حل اختلاف عقیده بین بازپرس و دادستان. 6 - سایر مواردی که در قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی پیشبینی شده باشد.
مدعیان خصوصی میتوانند شخصا یا توسط وکیل شکایت نمایند.
در مواردی که شکات و مدعیان خصوصی شخصا یا توسط وکیل مستقیما به دادگاههای کیفری شکایت و اقامه دعوی مینمایند باید در عرضحال خود موارد زیر را مشروحا قید کنند. 1 - نام و نام خانوادگی و نام پدر و نشانی دقیق خود. 2 - موضوع شکایت و ذکر اینکه در چه تاریخی و در کجا واقع شده است. 3 - ضرر و زیانی که به مدعی وارد شده و مورد مطالبه است. 4 - ذکر مشخصات و نشانی مشتکی عنه یا مظنون. 5 - ذکر اسامی و مشخصات و نشانی مطلعین و سایر ادله.
چنانچه عرضحال ناقص یا شفاهی باشد مراتب در صورتجلسه تنظیمی وسیله دفتر دادگاه منعکس و به امضاء یا اثر انگشت شاکی میرسد و اگر نتواند امضاء کند یا انگشت بزند مراتب قید میشود.
هرگاه طرف مدعی غیرمعین بوده و یا دلائل اقامه دعوی کافی نباشد و موضوع مهم و صرفنظر از شکایت مدعی خصوصی قابل تعقیب و رسیدگی باشد، دادگاه کیفری تحقیقات لازم را از ضابطین دادگستری میخواهد.
ضابطین دادگستری هرگاه جرائمی را کشف نمایند که راجع به دادگاههای کیفری است و صرفنظر از وجود یا فقد مدعی یا شاکی قابل تعقیب باشد به محاکم کیفری با ذکر موارد زیر اطلاع میدهند: 1 - محل و تاریخ وقوع جرم. 2 - مشخصات مظنون. 3 - دلائل جرم. 4 - شاکی دارد یا خیر 5 - مشخصات شهود 6 - نشانی کامل طرفین پرونده و مطلعین
در موارد زیر ضابطین دادگستری ضمن اعلام جرم میتوانند متهم را به دادگاههای کیفری معرفی نمایند: 1 - هرگاه مرتکب در حین ارتکاب جرم دستگیر شده و محل اقامت او معین نیست و نمیتوان اطمینان به اظهار او در باب اسم و محل اقامت او حاصل نمود. 2 - در صورتیکه عمل مرتکب مستلزم مجازات حبس یا قصاص یا دیه یا حد است و احتمال میرود که آثار عمل ارتکاب خود را معدوم نماید یا فرار کند.
قاضی دادگاه کیفری در کلیه جرائم نظر به اوضاع و احوال قضیه و موضوع میتواند تعقیب و محاکمه متهم را بلافاصله و مستقیما در دادگاه آغاز نماید. چنانچه محاکمه نیاز به تحقیقات مقدماتی داشته باشد میتواند تحقیقات را راسا انجام دهد یا انجام آنرا از دادسرا یا ضابطین دادگستری بخواهد و در آن نظارت نماید. در این صورت پس از انجام تحقیقات و اقدامات مورد نظر پرونده به دادگاه ارسال میشود.
در موارد فوق اخذ تامین لازم از متهم به عهده دادگاه خواهد بود.
رئیس یا عضو علی البدل دادگاههای کیفری اعم از 1 یا 2 پس از رسیدگی و محاکمه و مطالعه و نظریه مشاور (در صورتیکه دادگاه دارای مشاور باشد) راسا مبادرت به انشاء حکم مینماید. حکم مزبور جز در موارد تجدیدنظر مذکور در این قانون و در قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها مصوب 14/7/1367 قطعی است.
نحوه اجرای احکام اعدام، رجم، صلب، قطع یا نقص عضو مطابق آئیننامهای است که توسط شورایعالی قضایی تهیه و تصویب خواهد شد.
پرونده هائی که در تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون منتهی به ابراز نظر و استنباط شده پس از اظهارنظر دیوانعالی کشور دادگاه کیفری یک با لحاظ نظر دیوانعالی کشور به تشخیص خود مبادرت به انشاء حکم خواهد نمود.
احکام دادگاههای کیفری باید مستدل و موجه بوده مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است. دادگاهها مکلفند حکم هر قضیه را در قوانین مدونه بیابند و اگر قانونی نباشد با استناد به منابع فقهی معتبر یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و دادگاهها نمیتوانند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به شکایات و دعاوی و صدور حکم امتناع ورزند.
در صورتی که قاضی مجتهد جامع الشرایط باشد و فتوای فقهی او مخالف قانون مدون باشد پرونده جهت رسیدگی به قاضی دیگری محول میشود.
در جرایم و اموری که جنبه حق اللهی دارند محاکمه باید با حضور متهم صورت گیرد و در چنین مواردی دادگاههای کیفری مجاز به محاکمه و صدور حکم غیابی نسبت به جنبه حق اللهی نمیباشد ولی جهت حق الناسی آنها در غیاب متهم قابل رسیدگی است.
در تجدیدنظر
موارد تجدید نظر نسبت به احکام و قرارهای دادگاههای کیفری و چگونگی رسیدگی به آن و مرجع تجدید نظر به استثناء مواردی که دراین قانون تصریح گردیده بنحوی است که در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام و نحوه رسیدگی به آنها پیشبینی شده است.
در مواردی که دادگاه کیفری 1 به پروندههائیکه در صلاحیت دادگاه کیفری 2 است رسیدگی مینماید رسیدگی تجدید نظر نسبت به حکم یا قرار صادره بعهده شعبه دیگر دادگاه کیفری 1 همان حوزه قضائی میباشد و در صورت وحدت شعبه، رسیدگی مزبور با نزدیکترین دادگاه کیفری 1 خواهد بود.
هر گاه در تطبیق عمل ارتکابی با مواد قانونی و احتساب مدت مجازات و محاسبه جریمه و جزای نقدی و ضرر و زیان مدعی خصوصی و یا ذکر اسم و مشخصات متهم و مدعی خصوصی و مانند آن از طرف دادگاه صادرکننده حکم اشتباهی رخ داده باشد دادگاه صادرکننده حکم حق اصلاح اشتباه موارد فوق را دارد و هر گاه پرونده در مرجع تجدید نظر مطرح شده باشد مرجع مزبور بدون اینکه اساس حکم را نقض نماید، اشتباه را رفع نموده و حکم را تصحیح مینماید.
شاکی یا مدعی خصوصی نسبت به حکم برائت متهم در صورت وجود جهات تجدید نظر مذکور در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها مصوب 14/7/1367 حق تجدید نظر را دارد.
آرائی که وسیله دادگاههای حقوقی یا کیفری و نظامی یک در مقام رسیدگی تجدید نظر نسبت به آراء دادگاههای حقوقی یا کیفری یا نظامی دو صادر میشود جز به درخواست رئیس دیوانعالی کشور یا دادستان کل کشور قابل تجدید نظر مجدد در دیوانعالی کشور نمیباشد.
دیوانعالی کشور
دیوانعالی کشور در تهران تشکیل میشود اگر شورایعالی قضایی مصلحت بداند میتواند در شهرستانهای دیگر نیز شعبی تشکیل دهد.
شعب دیوانعالی کشور به حسب مقدار نیاز متعدد خواهد بود و ریاست دیوانعالی کشور بعهده رئیس شعبه اول است و پروندهها به دستور او به شعب دیگر ارجاع میشود و میتواند اختیارات خود را در خصوص ارجاع پروندهها و ریاست هیات عمومی به رئیس یکی از شعب دیگر و یا معاون قضایی خود محول نماید.
معاون قضایی باید واجد شرایط مذکور در ماده 39 باشد.
هر یک از شعب دیوانعالی کشور از دو نفر قاضی واجد شرایط که یکی از آنها رئیس و دیگری مستشار است تشکیل میشود.
دیوانعالی کشور به تعداد لازم برای شعب عضو معاون خواهد داشت و عضو معاون میتواند وظایف هر یک از دو عضو شعب را عهده دار گردد. تعداد معاونین که نباید بیشتر از تعداد شعب باشد طبق نظر شورایعالی قضایی تعیین میشود.
رئیس، مستشار و عضو معاون باید یا مجتهد باشند و یا 10 سال تمام در درس خارج شرکت نموده باشند و یا دارای 10 سال سابقه کار قضایی و یا وکالت بوده و آشنایی کامل به قوانین مدون اسلامی داشته باشند.
تشخیص دارا بودن شرایط فوق بعهده شورایعالی قضایی است.
هر یک از اعضاء شعب دیوانعالی کشور موظف است پرونده ارجاعی را با حفظ نوبت و کمال دقت مطالعه و بررسی نموده پس از مشاوره کافی بطور مستدل اظهارنظر نماید.
پروندهها کلا به نوبت رسیدگی میشود مگر در موارد فوری که به تشخیص رئیس رسیدگی خارج از نوبت بعمل خواهد آمد.
در صورت اختلاف نظر بین دو عضو شعبه عضو معاون و با یکی از قضات شعب دیگر به آنان ضمیمه و نظر اکثریت ملاک خواهد بود.
متداعیین یا وکلای آنان برای رسیدگی احضار نمیشوند مگر آنکه شعبه دیوانعالی کشور حضور آنان را برای اداء توضیحات لازم بداند که در این صورت کسانی که حضورشان لازم است احضار میگردند و پس از استماع توضیحات آنها و اظهار عقیده دادستان کل کشور یا نماینده او شعبه مبادرت به صدور رای مینماید ولی عدم حضور احضارشدگان بدون عذر موجه صدور رای را به تاخیر نمیاندازد.
دادستان کل کشور یا نماینده او ضمن اظهار عقیده راجع به رای دادگاه میتواند به یک یا چند جهت پیشبینی شده برای تجدیدنظر نسبت بمواردی که دارای جنبه عمومی است یا مورد اعتراض ذیحق قرار گرفته تقاضای تجدیدنظر نماید.
کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون لغو میگردد.
قانون فوق مشتمل بر چهل و سه ماده و بیست و شش تبصره که طبق اصل 85 قانون اساسی در جلسه مورخ 20/4/1368 کمیسیون امور قضائی و حقوقی تصویب و در جلسه علنی روز چهارشنبه سی و یکم خردادماه یکهزار و سیصد و شصت و هشت مجلس شورای اسلامی با پنج سال مدت اجرای آزمایشی آن موافقت و در تاریخ 29/4/1368 به تایید شورای نگهبان رسیده است.
رئیس مجلس شورای اسلامی - اکبر هاشمی