قوانین جاری ›

قانون مدنی مصوبه 20 فروردین ماه 1341


۴۵ بخش جاری
تاریخ تصویب
۱۳۱۴/۰۱/۲۰
مرجع تصویب
مجلس شورای ملی
مرجع ابلاغ
نخست‌وزیر
شمارهٔ ابلاغ
714
تاریخ ابلاغ
۱۳۱۴/۰۲/۰۳
شمارهٔ روزنامهٔ رسمی
1887
تاریخ روزنامهٔ رسمی
۱۳۱۴/۰۲/۱۵
تاریخ اجرا
۱۳۱۴/۰۲/۲۶
آخرین وضعیت
1399/08/05
شناسهٔ qavanin: 376445765805139341 · مشاهدهٔ اصل در qavanin.ir ↗
فهرست مطالب
در انحلال عقد نکاح
عقد نگاح [نکاح] بفسخ یا بطلاق یا ببذل مدت در عقد انقطاع منحل می‌شود.
در مورد امکان فسخ نکاح
جنون هر یک از زوجین بشرط استقرار اعم از این که مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است
عیوب ذیل در مرد که مانع از ایفاء وظیفه زناشوئی باشد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود 1- عنن بشرط اینکه بعد از گذشتن مدت 1 سال از تاریخ رجوع زن بحاکم رفع نشود 2- خصی 3- مقطوع بودن آلت تناسل
عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود 1 - قرن 2 - جذام 3 - برص 4- افضاء 5 – زمین‌گیری 6- نابینائی از هر دو چشم
عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است
جنون و عنن در مرد هرکاه [هرگاه] بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود
هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم بامراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد فسخ نخواهد داشت
هر کاه[هرگاه] شوهر بعد از عقد مبتلا بیکی از امراض مقاربتی کردد [گردد] زن حق خواهدداشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع بعلت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.
هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذگور [مذکور] در عقد تصریح شده یا عقد متبانئا بر آن واقع شده باشد.
در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او بدادن نفقه زن می‌تواند برای طلاق بحاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار بطلاق مینماید همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه
حکم ماده قبل در موارد ذیل نیز جاری است 1- در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را وفا نکند و اجبار او هم بر ایفاء ممکن نباشد 2- سوء معاشرت شوهر بحدی که ادامه زندگانی زن را با او غیر قابل تحمل سازد 3- در صورتی که بواسطه امراض مسریه صعب العلاج دوام زناشوئی برای زن موجب مخاطره باشد
خیار فسخ فوری است و اکر [اگر] طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع بعلت فسخ نکاح را فسخ نگند [نکند] خیار او ساقط می‌شود بشرط این که علم بحق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی گه [که] برای امگان [امکان] استفاده از خیار لازم بوده بنظر عرف و عادت است
در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست
در طلاق
در کلیات
مرد می‌تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد
طلاق باید بصیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد
طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق بشرط باطل است
طلاق‌دهنده باید بالغ و عادل و قاصد و مختار باشد
ولی مجنون دائمی می‌تواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد
ممکن است صیغه طلاق را بتوسط وکیل اجراء نمود
طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه بانقضای مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می‌شود.
طلاق زن در مدت عادت زنانه گی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر این که زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد بطوری گه [که] اطلاع از عادت زنانه گی بودن زن نتواند حاصل کند
طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مکر [مگر] اینکه زن یائسه یا حامل باشد.
طلاق زنی که با وجود اقتضای سن عادت زنانه کی [زنانه گی] نمی‌شود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.
در اقسام طلاق
طلاق بر دو قسم است. بائن و رجعی.
در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
در موارد ذیل طلاق بائن است 1 - طلاقیکه قبل از نزدیگی [نزدیکی] واقع شود 2- طلاق یائسه 3- طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع بعوض نکرده باشد. 4- سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی بعمل آید اعم از این گه [که] وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.
طلاق خلع آن است که زن بواسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی گه [که] بشوهر می‌دهد طلاق می‌کیرد [می‌گیرد] اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است
رجوع در طلاق بهر لفظ یا فعلی حاصل می‌شود که دلالت بر رجوع گند [کند] مشروط بر اینکه مقرون بقصد رجوع باشد.
در عده
عده عبارت است از مدتی گه [که] تا انقضای آن زنی گه [که] عقد نگاح [نکاح] او منحل شده است نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.
عده طلاق و عده فسخ نگاح [نکاح] سه طهر است مگر اینگه [اینکه] زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند گه [که] در این صورت عده او 3 ماه است.
عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانه گی نبیند که در این صورت 45روز است
عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است
عده وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح ولی عده وفات در هر دو مورد باید رعایت شود.
زنی که شوهر او غایب مفقود الاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عده وفات نگاه دارد
زنیگه [زنیکه] به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده طلاق نکاهدارد [نگاهدارد].