توضیح ضروری روزنامه رسمی کشور: مقررات احوال شخصیه مسیحیان پروتستان ایران در تاریخ 3/7/1387 برابر با 24 سپتامبر 2008 میلادی به تصویب آقایان کشیشان و هیاتهای مدیره کلیساهای پروتستان ایران رسیده است پس از ارسال به اداره کل محترم امور حقوقی و اسناد و امور مترجمین قوه قضائیه با اعمال نظریههای اصلاحی کمیسیون مشورتی تهیه لوایح قضایی آن اداره کل که مورد قبول مدیر محترم تدوین آن مقررات واقع گردید. به شرح متن با توجه به اعلام نظریه شماره 4044 /7 مورخ 30/6/1387 اداره کل محترم مزبور مبنی بر مغایرت نداشتن مقررات یاد شده با نظم عمومی و حسب تقاضای مدیر کمیته تدوین مقررات احوال شخصیه مسیحیان پروتستان ایران که بشماره 2212 /9 مورخ 7/7/1387 ثبت دفتر قوانین و مقررات روزنامه رسمی کشور گردیده است، ذیلا جهت استحضار و آگاهی درج و منتشر میگردد.
مقدمه در اجرای قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم، مصوّب مردادماه 1312 و رای وحدت رویه شماره 37 19/9/1363 هیات عمومی دیوان عالی کشور و مصوبه مورخ 3/4/1372 مجمع تشخیص مصلحت نظام و نامه شماره 3652 /7 مورخ 13/6/1374 اداره کلّ حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه و نامههای شماره 16060 29/3/1382 و شماره 2687 ق /ت مورخ 15/4/1384 اداره کل تدوین و تنقیح قوانین و مقررات حوزه معاون حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری، و به استناد اصل سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقررات احوال شخصیه مسیحیان پروتستان ایران، بر اساس قواعد و عادات مسلّمه متداوله در کلیساها، توسط کمیتهای با شرکت نمایندگان کلیساهای پروتستان تدوین گردیده و در تاریخ سوم مهرماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی برابر با 24 سپتامبر 2008 میلادی به تصویب مقامات روحانی و هیاتهای مدیره کلیساهای پروتستان رسیده است.
تعریف مسیحی پروتستان نامزدی ازدواج طلاق
مسیحی پروتستان کسی است که به عیسی مسیح ایمان آورده، اقرار به ایمان خود نموده، در کلیسا به فیض تعمید نایل یا تقدیس گردیده و به عضویت یکی از کلیساهای پروتستان پذیرفته شده باشد.
شرایط عضویت در هر کلیسا و ترتیب انتقال عضویت از یک کلیسا به کلیسای دیگر، طبق آییننامه داخلی کلیساها انجام خواهد گرفت.
کلیساهای پروتستان عبارتاند از: کلیسای انجیلی حضرت پطرس کلیسای انجیلی آشوری کلیسای انجیلی ارامنه کلیسای انجیلی فارسی زبان عمانوئیل کلیسای اسقفی کلیسای پنطیکاستی کلیسای جماعت ربانی کلیسای برادران روحانی ارمنی؛ و شعبههای این کلیساها در تهران و شهرستانها. کلیساهای پروتستان که بعدا در تهران و شهرستانها تشکیل شوند، تابع این مقررات خواهند بود.
نامزدی
نامزدی یعنی وعده ازدواج بین زن و مردی که واجد شرایط لازم باشند، و با رعایت شرایط منعکس در مواد 3 و 4 مجاز میباشد.
نامزدی، زمانی از طرف کلیسا تایید خواهد شد که مورد رضایت طرفین قرار گرفته و مراسم نامزدی توسط مقام روحانی انجام و در دفتر کلیسا به ثبت رسیده باشد.
نامزدی ایجاد علقه زوجیت نمیکند؛ اگر چه مراسمی انجام و هدایایی مبادله شده باشد. بنابراین، تا زمانی که عقد ازدواج کلیسایی جاری نشده و مراتب در دفتر رسمی ازدواج کلیسا به ثبت نرسیده باشد، هر یک از نامزدها میتواند با ارائه دلیل و جلب موافقت کلیسا، از ازدواج خودداری نماید.
هریک از نامزدها میتواند در موارد زیر، نامزدی خود را فسخ نماید: الف) در صورت عدم تفاهم و توافق اخلاقی و بروز اختلاف. ب) در صورتی که مدت نامزدی بیش از دو سال ادامه داشته و یکی از نامزدها بدون عذر موجه، از انجام مراسم ازدواج خودداری نماید. پ) هرگاه یکی از نامزدها قبل از انجام مراسم نامزدی به اختلال مشاعر یا جنون یا بیماریهای مسری یا درمان ناپذیر مبتلا بوده یا به مواد مخدر یا مشروبات الکلی اعتیاد داشته و این موضوع را قبلا به اطلاع نامزد خود نرسانیده باشد. ت) هرگاه یکی از نامزدها طبق حکم قطعی دادگاه به بیش از دو سال زندان محکوم و زندانی شود. ث) هرگاه یکی از نامزدها پس از انجام مراسم نامزدی، به اختلال مشاعر یا جنون یا بیماریهای مسری و صعب العلاج ابتلا پیدا کند. ج) هرگاه یکی از نامزدها مرتکب زنا شود.
هرگاه یکی از نامزدها بدون عذر موجه از انجام مراسم ازدواج امتناع نماید، یا وسایلی برای فسخ نامزدی فراهم کند، باید هدایای دریافتی را پس داده و خسارات وارده را جبران نماید.
در صورت فسخ نامزدی و عدم ازدواج، هر یک از نامزدها میتواند جبران خسارات مادی و معنوی، از جمله هدایایی را که خودش یا والدین یا افراد خانواده اش به طرف دیگر یا والدین او دادهاند، ظرف مدت یک ماه تا سه ماه از تاریخ فسخ نامزدی، از طرف مقابل مطالبه و پس بگیرد. اگر عین هدایا موجود نباشد، میتواند قیمت هدایایی را که معمولا نگاه داشته میشوند، وصول نماید.
هرگاه انجام مراسم ازدواج، در اثر فوت یکی از نامزدها امکانپذیر نباشد، مفاد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت هدایا، اجرا نخواهد شد.
حل اختلافات نامزدی با کلیسا است و نظر کلیسا در این موارد قطعی و لازم الاجرا میباشد.
هرگاه شخص مسیحی عضو یکی از کلیساهای پروتستان، مراسم نامزدی خود را توسط کلیسا انجام داده و بدون اطلاع کلیسا و یا نامزدش، نامزدی خود را فسخ نماید خواه با شخص دیگری نامزدی یا ازدواج نماید و خواه با شخص دیگری نامزدی یا ازدواج نکرده باشد طبق آییننامه داخلی کلیسا مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت.
ازدواج
شرایط لازم برای ازدواج
نامزدها مکلفند قبل از انجام مراسم ازدواج، گواهی صحت مزاج و عدم اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی و جنون را که بهوسیله پزشک مورد اعتماد کلیسا صادر شده باشد، ارائه نمایند. عقد ازدواج پس از تسلیم گواهی فوق میسر خواهد بود.
نکاح دختران قبل از رسیدن به سن 18 سال تمام خورشیدی، و پسران قبل از رسیدن به سن 20 سال تمام خورشیدی، ممنوع است. ولی در موارد استثنایی که مصالحی اقتضا نماید، کلیسا میتواند با معافیت از شرط سن موافقت نماید، ولی به هیچ وجه به دختران کمتر از 16 سال تمام خورشیدی، و پسران کمتر از 18 سال تمام خورشیدی، اجازه ازدواج داده نخواهد شد.
ازدواج دختر باکره، در هر سنی که باشد، با موافقت والدین امکانپذیر خواهد بود. اگر در مورد موافقت یا مخالفت با ازدواج، بین دختر باکره و پدر یا مادر یا وصی یا قیم اختلافی بروز نماید، حل اختلاف به کلیسا ارجاع خواهد گردید و کلیسا پس از رسیدگیهای لازم و تحقیق از دختر و پدر و مادرش و مرد مورد نظر، تصمیم لازم را اتخاذ خواهد نمود. تصمیم کلیسا در این موارد، قطعی و لازم الاجرا میباشد.
هرگاه پدر و یا مادر و یا قیم یا وصی دختر باکره، بدون عذر و علت موجه از دادن اجازه خودداری نمایند، یا والدین در شهر و یا کشور محل سکونت دختر باکره حاضر نباشند، یا به هر علتی از علل (ازجمله حجْر والدین) و جلب نظر موافق یا مخالف آنها با ازدواج دخترشان میسر نباشد، کلیسا قائم مقام والدین بوده و پس از تحقیقات لازم، موافقت یا مخالفت خود را با ازدواج دختر باکره اعلام خواهد نمود. تصمیم کلیسا در این موارد، قطعی و لازم الاجرا خواهد بود.
مفاد این ماده، در مورد دخترخوانده باکره نیز باید رعایت شود.
در صورتی که دختر باکره مسیحی، با وجود مخالفت کلیسا و یا والدین خود، برای اولین بار ازدواج کند، چنین ازدواجی غیرنافذ میباشد. در این مورد، کلیسا یا پدر و یا مادر دختر، حق تقاضای فسخ این ازدواج را از دادگاه خواهند داشت.
موانع ازدواج
ازدواج با خویشاوندان نسبی و سببی زیر که محارم شخص میباشند، اگر چه قرابت حاصل از زنا باشد، ممنوع و باطل است.
محارم هر شخص عبارتاند از: پدر، مادر، اجداد پدری، اجداد مادری، خواهران، برادران، اعم از تنی یا ناتنی یا رضاعی و فرزندان خواهران و برادران، فرزندان و نوادههای هر شخص، مادرزن، پدرشوهر، دایی، خاله، عمه، عمو.
با توجه به اینکه طبق سنتهای کلیسایی و بررسیهای خانوادگی و تحقیقات علمی، ازدواج عموزادهها، عمه زادهها، خاله زادهها و دایی زادهها با یکدیگر، در بعضی موارد در سلامت جسمانی و روانی فرزندان آنها اثرات نامساعد و نامطلوبی خواهد داشت، بنابراین ازدواج بین فرزندان عموها، عمهها، خالهها و داییها با یکدیگر بهطور خلاصه ازدواج بین خویشاوندان طبقههای یک و دو و سه از هر درجه که باشد، مقرون به مصلحت نمیباشد.
هر مرد یا زن مسیحی پروتستان، تحت هر شرایط و در هر زمان، میتواند فقط یک همسر داشته باشد. بنابراین، تعدد زوجات یا تعدد ازدواج (چند زن یا چند شوهر داشتن)، یعنی ازدواج مرد مسیحی با زن دوم یا بیشتر و ازدواج زن مسیحی با شوهر دوم یا بیشتر در زمان واحد، باطل و مردود میباشد.
ازدواج با مرد زن دار یا زن شوهردار، یا ازدواج غیردائم، ممنوع و باطل است.
ازدواج و طلاق اشخاص دیوانه یا مختل المشاعر یا اشخاصی که به بیماریهای مسری یا درمان ناپذیر مبتلا میباشند، تا زمانی که به گواهی پزشک مورد اعتماد کلیسا معالجه نشدهاند، ممنوع میباشد.
ازدواج و طلاق اشخاص مختل المشاعر یا دیوانه، در صورت صلاحدید پدر یا مادر یا وصی یا قیم آنها، با گواهی و موافقت پزشک مورد اعتماد و موافقت کلیسا، امکانپذیر خواهد بود.
ازدواج با مرد یا زن مسیحی که قبلا ازدواج کرده و طبق تصمیم کلیسا، مقصر یا گناهکار شناخته شده و طلاق داده شده، جایز نیست (مگر با اجازه همان کلیسا). ولی ازدواج با مرد یا زن مطلقه که بدون تقصیر و گناه تلقی گردیده، بلامانع میباشد. «چنانچه کسی که از ازدواج محروم شده مخالف نظر کلیسا باشد، میتواند به طرفیت کلیسا دادخواست به دادگاه خانواده بمنظور اجازه ازدواج تقدیم نماید».
نظر به اهمیت ازدواج و لزوم حفظ و ثبات خانواده مسیحی که کانون پرورش و تربیت فرزندان میباشد، شایسته است که هر فرد مسیحی با پسر یا دختر مسیحی (از جنس مخالف) ازدواج کند؛ بنابراین ازدواج با زن یا مرد غیرمسیحی، مجاز نمیباشد.
ازدواج باید با رضایت کامل و اراده مستقل مرد و زن، و رعایت مواد قانونی و قواعد و عادات کلیسایی انجام گیرد.
ازدواجی که تحت شرایط زیر صورت گرفته باشد، غیرنافذ است: 1) اجبار مرد یا زن توسط پدر یا مادر یا وصی یا قیّم یا دیگران. 2) تقلّب یا تهدید یا تدلیس، از ناحیه هر کس که باشد. 3) اکراه و عدم رضایت هر یک از زوجین.
ذینفع میتواند با مراجعه به دادگاه تقاضای فسخ ازدواج را مطرح سازد.»
انجام تشریفات قانونی
ازدواج یا زناشویی در مسیحیت، یک عقد دائمی و عهد و پیمان مقدس کلیسایی، اجتماعی و خانوادگی میباشد. بنابراین، ازدواج باید توسط مقام روحانی، یعنی کشیش، با رعایت قواعد و عادات متداول کلیسایی و در حضور سه شاهد و دو معرف، انجام یابد.
کلمههای نکاح و ازدواج و زناشویی که در این مقررات ذکر شدهاند، دارای معنی واحدی میباشند.
قبل از انجام مراسم ازدواج، عاقد باید دقت نماید که کلیه شرایط مصرح در مواد فوق، مراعات شده و تمامی مدارک لازم، تهیه و تسلیم کلیسا و دفتر رسمی ازدواج شده باشد.
پس از انجام مراسم ازدواج، باید نام و مشخصات زن و شوهر و شروط ازدواج، در دفتر مخصوص کلیسا و دفتر رسمی ازدواج کلیسا، طبق قوانین و مقررات کشور به ثبت برسد.
سردفتر ازدواج کلیسایی مکلف است پس از انجام تشریفات قانونی، سند ازدواج یا عقدنامه را در دو نسخه تهیه کرده و یک نسخه از عقدنامه را به شوهر و نسخه دیگر را به زن تحویل دهد.
در صورتی که زن یا مرد یا هر دو، کر و یا لال باشند، ایماء و اشاره یا اظهارات غیرلفظی که بهطور صریح و واضح، که به تایید کارشناس برسد، موید قصد و رضای آنها در امر ازدواج باشد، برای انجام مراسم عقد کافی خواهد بود.
در صورت کر و یا لال و یا کور بودن زن و یا مرد، باید هویت زن و مرد محرز و مسلم باشد، به ترتیبی که هیچ یک از آنها نسبت به هویت و شخص طرف مقابل شک و شبهه یا تردید نداشته باشد.
در موارد استثنایی، از جمله غیبت زن و یا مرد، انجام مراسم ازدواج با وکالت و نمایندگی هر یک از آنها بلامانع خواهد بود؛ مشروط بر این که وکالت نامه دارای اعتبار قانونی بوده و مورد قبول کلیسا و سردفتر ازدواج قرار گرفته باشد و در احراز هویت و نام و مشخصات زن و مرد و وکیل یا وکلای آنها، تردیدی برای کلیسا و عاقد وجود نداشته باشد.
هرگاه وکیل یا وکلای زن یا مرد، از حدود اختیارات خود تجاوز نمایند، فرضا شخص دیگری را به عقد موکل خود درآورده یا شرایط نامساعدی را در سند ازدواج قید کرده باشند، چنین عقدی غیرنافذ بوده و صحت آن منوط به تنفیذ عقد توسط موکل یا موکلین خواهد بود.
تعیین مهر یا صداق در سند ازدواج مسیحیان پروتستان، الزامی نیست، ولی زن میتواند با موافقت کلیسا و شوهر آینده اش، وجه یا مالی را که قابل تملک باشد، مهر خود قرار دهد.
در صورت تعیین مهر، زن قبل از طلاق حق مطالبه و وصول مهر را نخواهد داشت، و مهر پس از طلاق یا فسخ نکاح (در موارد معین) یا فوت شوهر، به زن تعلق خواهد گرفت.
هرگاه در سند ازدواج یا عقدنامه زنی که پس از صدور گواهی عدم امکان سازش توسط دادگاه، طلاق داده میشود، وجه رایج کشور به عنوان مهر معین شده باشد، مهر متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه، نسبت به سال اجرای عقد (یعنی تاریخ تنظیم سند ازدواج) ، توسط دادگاه محاسبه و پرداخت خواهد گردید؛ مگر اینکه زوجین در زمان اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.
در مورد فسخ نکاح یا فوت شوهر، مهر طبق مفاد تبصره فوق محاسبه و پرداخت خواهد گردید.
هرگاه زن و شوهری قبل از تعمید و پذیرفته شدن به عضویت کلیسا، با عقد غیرمسیحی ازدواج کرده باشند، ملزم به انجام عقد نکاح مجدد نخواهند بود و ازدواج آنها مورد تایید کلیسا قرار خواهد گرفت. کلیسا میتواند جلسهای تشکیل داده و از آنها بخواهد که کتبا تعهد نمایند که کلیه قواعد و عادات و مقررات کلیسا را در رابطه با ازدواج مسیحی رعایت نمایند.
زن و شوهر میتوانند هر شرطی را که مخالف مقتضای عقد نباشد، در سند ازدواج قید نمایند.
حقوق و تکالیف زن و شوهر نسبت به یکدیگر
پس از انجام مراسم ازدواج، رابطه زوجیت بین طرفین عقد ایجاد و حقوق و تکالیف ناشی از ازدواج بین زن و شوهر برقرار میشود.
زن و شوهر باید در تمام شرایط، در غم و شادی، در بیماری و تندرستی، در غنا و فقر، احترام و محبت طرف مقابل را حفظ کرده و با یکدیگر در صلح و صفا زندگی نمایند.
زن و شوهر باید در حفظ اساس و بنیان خانواده کوشا بوده و در تربیت فرزندان و تامین سلامت و سعادت آنان، با یکدیگر همکاری و تشریک مساعی نمایند.
سرپرستی خانواده با شوهر است، ولی اداره امور خانه از وظایف و تکالیف زن میباشد.
پس از نکاح، زن ضمن حفظ نام خانوادگی خود، نام خانوادگی شوهرش را قبول مینماید.
پرداخت هزینههای زندگی اعضای خانواده (نفقه) بر عهده شوهر است، ولی در صورتی که زن درآمدی داشته باشد، زن هم مکلف است در تامین هزینههای خانواده با شوهرش همکاری و مشارکت نماید.
هرگاه یکی از زوجین با وجود تمکن مالی و داشتن درآمد کافی از همکاری در تامین هزینههای خانواده خودداری نماید، موضوع به کلیسا ارجاع خواهد گردید و کلیسا پس از تحقیقات لازم، ترتیب پرداخت نفقه، هزینهها و سهم هر یک از زوجین را تعیین خواهد نمود. «در صورت امتناع هر یک از طرفین از پرداخت نفقه مورد نظر کلیسا، ذی نفع میتواند جهت الزام ممتنع از پرداخت نفقه، به دادگاه مراجعه نماید».
اموال منقول و غیرمنقول هریک از زوجین، متعلق به خودش میباشد و میتواند به هر ترتیب که بخواهد اموال خود را مستقلا اداره نماید، ولی تامین هزینههای اعضای خانواده، خصوصا تامین سعادت و سلامت فرزندان، ایجاب مینماید که زوجین در تصرف و نقل و انتقال اموال اختصاصی خود، با یکدیگر همکاری نمایند.
هرگاه بین زن و شوهر اختلافات شدیدی بروز کرده باشد که سکونت زوجین در یک خانه صلاح نباشد، زن یا شوهر میتواند با اجازه و موافقت کلیسا، در خانه جداگانهای که کلیسا معین خواهد کرد، سکونت اختیار نماید تا از صدمات بدنی یا ضرر مالی یا حیثیتی یکدیگر یا اقوام شان در امان باشند.
اگر زندگی جداگانه با صلاحدید و موافقت کلیسا صورت گرفته باشد، نفقه یعنی هزینههای زندگی زن، به عهده شوهر خواهد بود. ادامه زندگی مشترک در خانه واحد، موکول به رسیدگی کلیسا و حصول اطمینان از رفع مشکلات و شرایطی که موجبات زندگی جداگانه را فراهم آورده خواهد گردید.
شوهر میتواند از استخدام زوجه اش در ادارات یا شرکتها یا کارگاهها یا اشتغال به شغلها و فعالیتهایی که با حیثیت خانوادگی و شئونات و مصالح خود و همسرش سازگاری نداشته باشد، جلوگیری نماید.
نظر به اینکه اختلاف سن زن و شوهر یکی از عوامل مهم ناسازگاری و عدم پایداری زندگی زناشویی میباشد، توصیه میشود که اختلاف سن زوجین بیش از ده سال و حداکثر پانزده سال نباشد.
انحلال عقد نکاح یا ازدواج
بطلان
عقد نکاح یا پیوند زناشویی به سه طریق بطلان یا فسخ یا طلاق، منحل و رابطه زناشویی بین زن و شوهر قطع میگردد.
در صورت بروز اختلاف شدید بین زوجین، کلیسا پس از تحقیق و رسیدگی به شرح مواد زیر، گواهی لازم را صادر مینماید، ولی صدور گواهی عدم امکان سازش یا دادنامه بطلان یا فسخ نکاح یا طلاق با دادگاه صلاحیتدار قانونی خواهد بود.
منظور از بطلان، باطل و بلااثر بودن نکاح از تاریخ وقوع عقد و ثبت آن میباشد.
عقد باطل، قابل تنفیذ و تایید نیست و مرور زمان موجب تنفیذ نکاح باطل نمیشود.
در موارد زیر، عقد نکاح باطل است و هریک از زوجین یا سرپرست کلیسا یا والدین زن یا شوهر میتواند با اخذ گواهی از کلیسا و تقدیم دادخواست به دادگاه، تقاضا نماید که دادگاه حکم بطلان عقد نکاح را صادر نماید: 1 نکاح با محارم 2 هرگاه ثابت شود که مرد در موقع ازدواج متاهل بوده و با داشتن زوجه، با زن دیگری ازدواج کرده و در زمان واحد دارای دو یا چند زن شده است. 3 هرگاه ثابت شود که زوجه در تاریخ وقوع عقد نکاح، دارای شوهر دیگری بوده و قبل از طلاق یا فسخ یا بطلان نکاح، در زمان واحد دارای دو یا چند شوهر شده است. 4 هرگاه ثابت شود پسری قبل از داشتن هجده سال تمام شمسی و دختری قبل از داشتن شانزده سال تمام شمسی، ازدواج کرده، و دارای فرزندی نباشند.
هرگاه پسر یا دختری قبل از احراز شرط سن ازدواج کرده و دارای یک یا چند فرزند شده باشند، کلیسا میتواند از صدور گواهی جهت انحلال عقد نکاح آنها توسط دادگاه خودداری نماید، ولی در این صورت، عاقد و سردفتر ازدواج مربوطه، مسئول و قابل پیگرد قانونی خواهند بود.
در صورت باردار بودن زن، کلیسا گواهی بطلان ازدواج را صادر نخواهد کرد.
در صورت صدور حکم بطلان نکاح، فرزندان متولد در زمان زوجیت والدین، مشروع تلقی گردیده و کلیه حقوق مادی و معنوی فرزندان مشروع به آنها تعلقپذیر خواهد بود و وظایف قانونی پدر و مادر نسبت به آنها ساقط نخواهد گردید.
موارد فسخ نکاح
در موارد زیر، عقد نکاح غیرنافذ میباشد و هر یک از طرفین میتواند عقد نکاح را تنفیذ یا بعد از اخذ گواهی از کلیسا و تقدیم دادخواست به دادگاه، تقاضا نماید که دادگاه حکم فسخ عقد نکاح را صادر نماید.
عقد غیرنافذ عقدی است که قابل تنفیذ و تایید بوده و در صورت اعتراض و شکایت طرف ذی نفع، قابل فسخ میباشد.
هرگاه ثابت شود که گواهی صحت و سلامتی مزاج، صحیح و درست نبوده و زن یا شوهر در تاریخ ازدواج مبتلا به بیماریهای مقاربتی یا مسری یا درمان ناپذیر بوده و ابتلا به این بیماریها را از طرف دیگر عقد پنهان نگاه داشته باشد.
هرگاه ثابت شود که زن یا شوهر در تاریخ عقد نکاح، مختل المشاعر یا دیوانه یا معتاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی بوده و اختلال مشاعر یا اعتیادهای خود را مخفی نگاه داشته باشد.
عنن، یعنی ناتوانی جنسی مرد، در صورتی که قبل از عقد وجود داشته باشد.
جنون مستمر یا ادواری زن یا شوهر، در صورتی که قبل از عقد وجود داشته باشد، و این موضوع به اطلاع طرف مقابل نرسیده باشد.
هرگاه ثابت شود که زن یا شوهر قبلا ازدواج کرده و دارای یک یا چند فرزند بوده و با وجود انحلال عقد نکاح، فرزند داشتن یا ازدواج قبلی خود را پنهان نگاه داشته است.
هرگاه مرد یا زن محجور بدون اجازه و اطلاع قیم خود ازدواج کرده باشد، قیم آن مرد یا زن که بهتر است از مسیحیان پروتستان باشد میتواند درخواست فسخ نکاح را به کلیسا تقدیم و پس از موافقت کلیسا، جهت صدور حکم به دادگاه مراجعه کند.
هرگاه ازدواج با تقلّب یا تهدید یا اکراه و اجبار صورت گرفته باشد، طرفی که مورد تهدید یا اجبار یا تقلّب قرار گرفته میتواند از حق فسخ استفاده کند.
اگر ثابت شود که زن یا مرد، در موقع ازدواج مبتلا به بیماریها یا عیبهای بدنی باشد که انجام وظیفه زناشویی را غیرممکن نماید، طرف مقابل میتواند با جلب موافقت کلیسا و اخذ گواهی لازم، دادخواست فسخ نکاح را تقدیم دادگاه نماید.
هرگاه ثابت شود که زن، قبل از وقوع عقد نکاح، از مرد دیگری باردار بوده است و این موضوع را مخفی نگاه داشته است.
اگر در عقدنامه یا سند ازدواج، صفتهای خاصی برای زوجین شرط شده باشد (مانند سن یا عقیم نبودن زن یا مرد، یا بکارت دختر، یا شروط مشابه) و ثابت شود که یکی از زوجین فاقد آن صفت خاص بوده است؛ مثلا ثابت شود که دختر در موقع ازدواج، باکره نبوده، حق استفاده از فسخ در خصوص عدم بکارت دختر فوری است.
حق فسخ در صورتی ایجاد خواهد شد که بیماریها، اعتیادها، عیبهای بدنی یا ازدواج قبلی همسر و سایر نکات منعکس در مواد فوق، در زمان عقد نکاح موجود بوده و طرف مقابل از وجود آنها اطلاعی نداشته باشد. در صورت اطلاع و آگاهی، حق فسخ ساقط خواهد گردید.
در کلیه موارد فوق، غیر از دختر باکره، طرف ذی نفع میتواند ظرف چهار ماه بعد از حق فسخ یا علت فسخ، درخواست فسخ نکاح را تقدیم کلیسا نموده و پس از جلب موافقت کلیسا، دادخواست فسخ به دادگاه بدهد. عدم موافقت کلیسا با درخواست فسخ، مانع مراجعه ذی نفع به دادگاه نخواهد بود.
مهلت استفاده از حق فسخ، سه سال بعد از ازدواج، خاتمه خواهد یافت و اگر زندگی زناشویی سه سال ادامه یافته و ظرف این مدت ایراد و اعتراضی از طرف زوجین به عمل نیامده باشد، حق فسخ ساقط و ایراد هیچ یک از زن و یا شوهر، مورد قبول قرار نخواهد گرفت.
بیماری، فقر مادی، عیوب بدنی زن یا شوهر، ناتوانی جنسی که بعد از ازدواج حادث شود، حق فسخ نکاح را از زن یا شوهر سلب مینماید، زیرا تقاضای فسخ نکاح در چنین مواردی، مخالف قول و قرار و تعهدات زوجین در موقع ازدواج و امضای عقدنامه میباشد.
در صورتی که بعد از ازدواج، زن یا شوهر به بیماریهای مسری و یا مقاربتی مبتلا شوند، طرف مقابل میتواند با گواهی پزشک مورد اعتماد و موافقت کلیسا، از نزدیکی با همسرش خودداری نماید.
هر علت یا عاملی که طبق تشخیص و گواهی پزشک مورد اعتماد کلیسا، در سلامت روانی یا جسمانی همسر یا فرزندان، آثار مضر و نامطلوبی ایجاد نماید، پس از اثبات، با تقاضای طرف ذی نفع و موافقت کلیسا، موجب فسخ عقد نکاح در دادگاه خواهد بود.
بطلان و فسخ نکاح هم مانند طلاق، باید در دفتر کلیسا و دفتر رسمی ازدواج و طلاق کلیسا، و همچنین در شناسنامه زن و شوهر به ثبت برسد.
در صورتی که انحلال عقد نکاح (اعم از بطلان یا فسخ یا طلاق) به علت تخلف یا تقصیر شوهر انجام گرفته باشد، پرداخت نفقه یعنی هزینه زندگی زن (با توجه به شئونات خانوادگی زن و درآمد و استطاعت مالی شوهر) تا زمان ازدواج مجدد زن یا زمان فوت وی باید، از دارایی شوهر تامین و مرتبا در اقساط ماهانه یا در یک قسط و یکجا، توسط شوهر به زن پرداخت گردد. در این مورد، زن حق دارد جهیزیه و اموال شخصی و هدایای دریافتی خود را از خانه شوهر، به خانه خودش منتقل نماید.
در صورت اثبات تقصیر یا تخلف زن، مزایا و امتیازات فوق به زن تعلق نخواهد گرفت، و زن مقصر و متخلف فقط میتواند اموال شخصی و جهیزیه اش را از خانه شوهر به خانه خودش ببرد.
هرگاه زن و شوهر متفقا مقصر تشخیص گردیده یا هر دو بدون تقصیر و تخلف شناخته شده باشند، مفاد ماده 75 به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.
طلاق
رسیدگی به اختلافات خانوادگی
سومین وسیله یا راه انحلال عقد نکاح، طلاق است.
منظور از طلاق، انحلال عقد نکاح در زمان حیات زن و شوهر توسط کلیسا و دادگاه میباشد.
با توجه به این که ازدواج، اتحاد قانونی بین یک مرد و یک زن، و تعهد آنها برای ادامه زندگی مشترک و کمک متقابل میباشد، وظیفه کلیسا، حمایت از این اتحاد روحانی و قانونی و تحکیم اساس و بنیان خانواده و حفظ رابطه صمیمانه و محبتآمیز بین زن و شوهر و جلوگیری از تزلزل ارکان خانواده میباشد. بنابراین، کلیسا با طلاق زوجین که نتیجه آن قطع رشته اتحاد و جدایی زن و شوهر از یکدیگر و محرومیت فرزندان از محبت و سرپرستی پدر و مادر میباشد، موافقت ندارد (مگر در موارد استثنایی).
در صورت بروز اختلاف در خانواده و تصمیم زن یا شوهر به عدم ادامه زندگی مشترک، زن یا شوهری که خواهان طلاق میباشد، مکلف است قبل از مراجعه به دادگاه، وجود اختلاف و تصمیم به قطع رابطه زناشویی را به اطلاع کلیسا برساند.
پس از وصول تقاضای کتبی زن یا شوهر، کلیسا (یا کمیته رسیدگی به اختلافات خانوادگی) زن و شوهر را و در صورت لزوم فرزندان آنها را، در مرحله اول به تنهایی و بعدا با همدیگر، برای شرکت در جلسه رسیدگی و ادای توضیحات لازم دعوت خواهد نمود.
کلیسا میتواند رسیدگی به اختلافات خانوادگی را به عهده کمیته مخصوصی محول نماید. کلیسا یا کمیته رسیدگی به اختلافات خانوادگی میتواند برای روشن شدن موضوع اختلاف و علل و عوامل تقاضای طلاق، هر نوع تحقیقی را که لازم تشخیص میدهد، به عمل آورد.
زن و شوهر میتوانند وکیل یا نماینده خود را برای دفاع از حقوق خود و ادای توضیحات، کتبا به کلیسا معرفی نمایند. حضور وکلا و یا نمایندگان زوجین در جلسات رسیدگی به اختلافات خانوادگی، بلامانع میباشد.
وظیفه کلیسا یا کمیته کلیسایی، رسیدگی به اختلافات خانوادگی و اظهارات زوجین یا فرزندان آنها میباشد، و در کلیه موارد باید سعی نمایند که راه حلی برای رفع اختلاف و ادامه زندگی زناشویی و ایجاد صلح و سازش بین زن و شوهر پیشنهاد نمایند.
کلیسا یا کمیته کلیسایی موظف است به زن و شوهر شاکی توصیه نماید که برای حفظ حیثیت خود و خانواده و تامین سعادت فرزندان، از تقصیر یا گناه طرف مقابل چشمپوشی نماید، و در صورت تعهد طرف مقصر یا گناهکار به عدم تکرار گناه و تقصیر، با او صلح کرده و شکایت خود را مسترد دارد.
در صورتی که شخص مقصر یا گناهکار به تصمیم کلیسا اعتراض داشته باشد، میتواند به دادگاه مراجعه کند.
ارجاع به داوری
در صورت عدم موفقیت کلیسا یا کمیته کلیسایی در ایجاد صلح و سازش بین زوجین، حل اختلاف به هیات داوری ارجاع خواهد گردید.
پس از ارجاع موضوع به داوری، هر یک از زوجین باید داور اختصاصی خود را انتخاب و کتبا به کلیسا معرفی نماید. داور سوم با تراضی و توافق زوجین انتخاب و معرفی خواهد شد.
در صورت عدم توافق زوجین در انتخاب داور مشترک، کلیسا داور سوم را که مدیر هیات داوری خواهد بود، از میان اقوام یا دوستان و آشنایان زوجین انتخاب و معرفی خواهد نمود. در این مورد، حسن نیت و بیطرفی داوران باید محرز و مسلم باشد.
کلیسا مدت داوری را که بین دو تا سه ماه خواهد بود، کتبا به داوران ابلاغ خواهد کرد.
وظیفه داوران، انجام تحقیقات و رسیدگی به اختلافات زوجین و سعی در ایجاد صلح و سازش بین زن و شوهر میباشد. داوران مکلف هستند ظرف مدت معین از طرف کلیسا، گزارش کتبی خود را مبنی بر ایجاد صلح و سازش بین زن و شوهر یا موافقت با صدور گواهی عدم امکان سازش یا طلاق، تسلیم کلیسا نمایند.
پس از رسیدگی دقیق به موضوع مورد اختلاف و سعی و کوشش در ایجاد حسن تفاهم و صلح و سازش بین زن و شوهر و عدم موفقیت در این مورد، کمیته کلیسایی یا هیات داوری مکلف است در گزارش کتبی خود تصریح نماید که کدام یک از زوجین را مقصر یا گناهکار تشخیص میدهد.
متعاقب دریافت گزارش کتبی کمیته کلیسایی یا داوران، کلیسا میتواند رای تفریق جسمانی یعنی زندگی زن و شوهر در خانه جداگانه را صادر نماید.
مدت تفریق جسمانی یا جدایی زوجین، طبق تصمیم کلیسا، بین یک سال تا دو سال خواهد بود.
در صورت عدم توافق زن و شوهر در تعیین محل زندگی جداگانه، کلیسا محلهای مناسبی را برای زندگی هر یک از آنها و فرزندان شان معین خواهد کرد.
نماینده کلیسا یا کمیته کلیسایی مکلف است هر ماه یک بار، زن و شوهر را ملاقات و نتیجه مثبت یا منفی زندگی جداگانه آنها را کتبا به کلیسا گزارش دهد.
پرداخت نفقه یعنی هزینه زندگی زن و فرزندان در مدت زندگی جداگانه (تفریق جسمانی یا متارکه قضایی) به عهده زوج خواهد بود. مبلغ نفقه را کلیسا یا کمیته کلیسایی با رضایت و موافقت زوجین، تعیین خواهد کرد.
پس از انقضای مدت زندگی جداگانه و گزارش مساعد نماینده کلیسا یا هیات داوری مبنی بر صلح و سازش، زن و شوهر به زندگی مشترک خود ادامه خواهند داد.
در صورت موثر نبودن زندگی جداگانه و بدون نتیجه ماندن اقدامات و نصایح کمیته رسیدگی به اختلافات خانوادگی یا داوران، کلیسا نتیجه را جهت صدور گواهی عدم امکان سازش زوجین و یا صدور حکم طلاق به اطلاع دادگاه میرساند.
زن و شوهر مسیحی عضو کلیسای پروتستان که ازدواج آنها در کلیسا انجام یا تقدیس گردیده، توصیه میشود که قبل از مراجعه به دادگاه برای انحلال نکاح، به کلیسا مراجعه کنند.
موارد صدور گواهی عدم امکان سازش
در صورت احراز و اثبات موارد زیر، دادگاه میتواند گواهی عدم امکان سازش و طلاق را پس از گواهی کلیسا صادر کند: 1) خیانت در زناشویی (زنای زن یا شوهر)؛ 2) ترک انفاق؛ 3) ترک خانه و زندگی خانوادگی و غیبت طولانی زن یا شوهر؛ 4) خشونت و بدرفتاری هر یک از زوجین؛ 5) بیماریهای مسری و غیرقابل درمان یا بیماری مقاربتی زن یا شوهر؛ 6) جنون هر یک از زوجین؛ 7) اعتیادهای مضر زن یا شوهر؛ 8) مفقودالاثر شدن زن یا شوهر؛ 9) زندانی شدن یا تبعید زن یا شوهر به پنج سال زندان یا بیشتر، در اثر صدور حکم قطعی دادگاه.
کلیسا مکلف است قبل از صدور گواهی عدم امکان ادامه زندگی مشترک، مواد مربوط به انحلال عقد نکاح و طلاق یعنی ارجاع شکایت زوجین به کمیته رسیدگی به اختلافات خانوادگی و هیات داوری را رعایت نماید.
منظور از ترک انفاق، ندادن هزینه زندگی زن و فرزند یا فرزندان از طرف شوهر بدون عذر موجه میباشد. حداقل مدت ترک انفاق، یک سال میباشد.
در صورتی که شوهر قادر به پرداخت نفقه زن و فرزندانش نباشد، ولی زن درآمد یا حقوق اداری یا دارایی کافی داشته باشد، مکلف است هزینه زندگی خانواده را پرداخت نماید. بدین ترتیب، عدم استطاعت مالی شوهر، مجوز صدور گواهی عدم امکان سازش نخواهد بود.
هرگاه زن یا شوهر، بدون عذر موجه، زندگی خانوادگی یعنی همسر و فرزندان خود را حداقل دو سال متوالی ترک کند.
اگر رفتار خشن زن یا شوهر غیرقابل تحمل بوده و موجبات خطر جانی یا صدمات شدید روانی همسر یا فرزندان را فراهم آورد، دادگاه پس از رسیدگی، رای تفریق جسمانی یعنی زندگی جداگانه زوجین را برای مدت محدود و معینی صادر خواهد کرد. اگر پس از پایان زندگی جداگانه، خشونت و بدرفتاری زن یا شوهر ادامه یابد، دادگاه میتواند به درخواست کلیسا گواهی عدم امکان سازش صادر کند.
هرگاه زن یا شوهر، پس از ازدواج به یکی از بیماریهای غیرقابل درمان و مسری مبتلا شود و این موضوع مورد تایید پزشک مورد اعتماد قرار گیرد، به طوری که سرایت بیماری، زندگی همسر و فرزندان را با خطر مواجه کند.
جنون هریک از زوجین که پس از وقوع عقد نکاح پیدا شود و زندگی همسر و یا فرزندان را با خطر جانی یا صدمات بدنی مواجه کند، به ترتیبی که ادامه زندگی مشترک را برای همسر و یا فرزندان تحمل ناپذیر نماید.
هرگاه جنون مستمر یا ادواری هریک از زوجین، قبل از عقد ازدواج وجود داشته و به اطلاع طرف مقابل نرسیده باشد.
اعتیادهای مضر زن یا شوهر، از قبیل اعتیاد به تریاک یا هروئین یا سایر مواد مخدر یا مشروبات الکلی (دائم الخمر بودن) یا اعتیاد مشابه، در صورتی که استمرار داشته و موجبات اختلال زندگی مادی یا معنوی یا روحانی خانواده را فراهم آورده باشد.
هرگاه زن یا شوهر، غایب مفقودالاثر شده و غیبت طولانی او حداقل سه سال ادامه داشته باشد.
مفاد این ماده در زمان جنگ یا در صورت اسارت شوهر، اجرا نخواهد شد.
هرگاه زن یا شوهر به موجب حکم دادگاه، به مجازات زندان یا تبعید زاید بر پنج سال محکوم شده و حکم در حال اجرا باشد.
هر یک از زوجین که از اجرای رای و دستور کلیسا خودداری نماید، مورد تنبیه انضباطی قرار خواهد گرفت. به همین ترتیب، کلیسا میتواند زوج یا زوجه مقصر و خطاکار را مورد تنبیه انضباطی قرار دهد.
منظور از تنبیه انضباطی، (1) محرومیت از شرکت در جلسات مجمع عمومی کلیسا و حق رای دادن، (2) محرومیت از حضور در جلسات عشاء مقدّس ربانّی، (3) محرومیت از انتخاب شدن به عضویت هیات مشایخ یا رهبران کلیسا، (4) معلق شدن از عضویت کلیسا برای یک مدت محدود و معین، (5) اخراج از کلیسا، میباشد.
ازدواج مجدد هر یک از زوجین که پس از رسیدگیهای لازم، بدون تقصیر شناخته شده، ولی به علت تقصیر یا قصور همسرش گواهی کلیسا و حکم طلاق از طرف دادگاه صادر و به مورد اجرا گذاشته شده باشد، بلامانع میباشد.
در صورتی که دادگاه گواهی عدم امکان سازش و حکم طلاق یا فسخ یا بطلان ازدواج را صادر نماید، سردفتر طلاق کلیسا مکلف است پس از انجام تشریفات قانونی و ثبت انحلال نکاح، وقوع طلاق یا فسخ یا ابطال نکاح را به اداره ثبت احوال مربوطه گزارش دهد، تا مراتب در شناسنامه زوجین ثبت شود. ضمنا سردفتر طلاق باید طلاق نامه را در دو نسخه تهیه نموده و به هر یک از زوجین یک نسخه از طلاق نامه را تحویل دهد.
انجام تشریفات قانونی و صدور طلاق نامه مشروط به تامین نفقه یا مقرری ماهانه زن بدون تقصیر تا زمان ازدواج مجدد یا فوت وی، و پرداخت مهر زن (در صورت وجود مهر) و جهیزیه او و نفقه فرزند یا فرزندان که حضانت و نگاهداری آنها به عهده مادر واگذار شده و کلیه حقوق قانونی زوجه میباشد.
اگر پس از رسیدگیهای لازم، کلیسا تشخیص دهد که زن یا شوهر مقصر و خطاکار پس از صدور گواهی عدم امکان سازش و حکم طلاق، توبه کرده و خسارات وارده به دیگری را جبران نموده، کلیسا میتواند با ازدواج مجدد وی با همسر قبلی اش موافقت و گواهی لازم را صادر نماید.
کلیسا مکلف است برای تامین نفقه یا هزینه زندگی فرزندان مشترک و حضانت و نگهداری آنها، از دادگاه درخواست کند که ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش و حکم طلاق، از شوهر تضمین کافی و مناسب اخذ شود.
در صورت مسافرت یا غیبت هر یک از زوجین، انجام تشریفات قانونی، از جمله امضای هر سند یا مدرک یا دفتر توسط وکیل یا وکلای زوجین بلااشکال میباشد.
هر چند ازدواج مجدد زن یا شوهر مقصر و خطاکار تا سه سال از تاریخ طلاق ممنوع میباشد، ولی با توجه به سن، صحت و سلامتی، وضع مالی و نیاز مادی یا روانی یا روحانی شخص مقصر و اثبات توبه و پشیمانی او، کلیسا میتواند با ازدواج مجدد وی، قبل از انقضای مدت فوق، موافقت و گواهی لازم را صادر نماید.
عده طلاق و وفات
پس از انحلال عقد نکاح، زن به شرح مواد زیر تا پایان یک مدت محدود و معین، نمیتواند با مرد دیگری ازدواج نماید.
عده یا مدت ممنوعیت زن از نکاح مجدد (پس از انحلال عقد نکاح) چهارماه میباشد.
عده وفات در کلیه موارد، حداقل پنج ماه میباشد. در صورت باردار بودن زن، عده وفات پس از وضع حمل، خاتمه پیدا میکند؛ مشروط براینکه وضع حمل بعد از پایان مدت پنج ماه صورت گرفته باشد. همین حکم در مورد عده طلاق و فسخ نکاح زن باردار، باید رعایت شود.
حضانت و سرپرستی فرزندان نسب فرزند خواندگی
حضانت و نگهداری فرزندان
اگر در موقع صدور گواهی عدم امکان سازش، زوجین فرزند یا فرزندانی داشته باشند، دادگاه مکلف است پس از اعلام نظر کلیسا با توجه به شرایط زمان و مکان و وضع اجتماعی و مالی هر یک از زوجین، در گواهی خود تصریح نماید که حضانت فرزند یا فرزندان به عهده کدام یک از زوجین باید محول شود.
پس از انحلال عقد نکاح، در صورت احراز و اثبات صلاحیت مادر، حضانت و نگهداری فرزندان اعم از پسر یا دختر به موجب گواهی کلیسا و حکم دادگاه، به مادر آنها سپرده خواهد شد.
کلیسا در گواهی خود مبلغ نفقه، یعنی هزینه زندگی هر یک از فرزندان و ترتیب پرداخت هزینهها را با اخذ تضمین کافی از پدرشان، معین خواهد کرد.
افزایش مبلغ نفقه فرزندان به تناسب افزایش سن آنها یا افزایش هزینههای زندگی و تحصیلی و بهداشتی، با صدور گواهی کلیسا و حکم دادگاه، امکانپذیر میباشد.
هرگاه پدر یا مادر فوت کند، حضانت فرزندان، در صورت احراز صلاحیت، به پدر یا مادر زنده سپرده خواهد شد.
هرگاه دادگاه تشخیص دهد که در اثر قصور یا تقصیر یا سوء رفتار و اخلاق و یا زوال صلاحیت پدر یا مادر یا شخص یا اشخاصی که حضانت فرزند یا فرزندان به عهده آنها سپرده شده، صحت و سلامت بدنی یا روانی یا بهداشتی یا روحانی فرزندان در معرض خطر قرار گرفته، دادگاه میتواند با نظر کلیسا حضانت فرزند یا فرزندان را به شخص یا اشخاص مسیحی واجد شرایط لازم واگذار نماید. شخص یا اشخاصی که برای حضانت و نگهداری فرزندان، صالح شناخته شده باشند، باید تعهد نمایند که فرزندان تحت حضانت خود را در محیط و خانواده مسیحی نگاه داشته و در تربیت روحانی آنها کوشا باشند.
پدر یا مادری که حضانت فرزندان در اثر انحلال عقد نکاح یا تفریق جسمانی به او سپرده نشده، حق ملاقات فرزندانش را خواهد داشت. زمان و مکان و مدت ملاقات فرزندان با توافق والدین، و در صورت عدم توافق آنها، با صدور گواهی کلیسا، از طرف دادگاه معین خواهد گردید.
در صورت ازدواج مجدد یا فوت مادر یا اثبات عدم صلاحیت مادر، کلیسا شخص یا اشخاص واجد شرایط لازم را برای حضانت فرزندان صغیر تعیین، و در صورت لزوم، گواهی لازم را برای تقدیم به دادگاه صادر خواهد کرد.
ولایت و سرپرستی فرزندان
ریاست خانواده و سرپرستی فرزندان با پدر میباشد، ولی مدیریت خانه یعنی رسیدگی به امور داخلی خانه، به عهده زن محول میشود. سرپرستی و نگاهداری فرزندان هم حق و هم وظیفه مشترک دینی و قانونی والدین میباشد.
اعضای کلیساهای پروتستان که سن آنها کمتر از هیجده سال تمام خورشیدی باشد، صغیر و غیررشید شناخته میشوند، مگر اینکه حکم رشد آنها از طرف دادگاه صلاحیت دار قانونی صادر شده باشد. بدین ترتیب، سن لازم برای احراز اهلیت قانونی، هجده سال تمام خورشیدی میباشد.
پدر نسبت به فرزندان خود ولایت قهری دارد. منظور از ولایت قهری، سرپرستی و مواظبت از فرزندان، نظارت در تربیت و تحصیل، تهیه محل سکونت و پرداختن هزینههای زندگی و تحصیلی و حفظ اموال و حقوق مالی فرزندان میباشد. سرپرستی فرزندان، به ترتیب به عهده پدر، مادر، جد پدری، جد مادری، جده پدری، جده مادری، وصی، و قیّم واگذار میشود.
پدر، نماینده قانونی فرزندان صغیر و غیررشید خود بوده و در کلیه کارهای مادی و معنوی باید صرفه و صلاح فرزندان صغیر و غیررشید خود را مورد توجه قرار دهد.
ولایت و سرپرستی پدر نسبت به فرزندان صغیر و غیررشید، حتی پس از انحلال عقد نکاح تا زمان احراز اهلیت و رسیدن فرزندان به سن قانونی ادامه خواهد داشت؛ مگر اینکه سرپرستی و حضانت فرزندان با گواهی کلیسا و حکم دادگاه به عهده مادر یا شخص دیگری واگذار شده باشد.
نظارت در تعلیم و تربیت و معاشرت و رفتار و رشد اخلاقی و روحانی فرزندان و تامین سلامت جسمانی و روانی و دینی آنها، وظیفه مشترک والدین میباشد.
فرزندان مکلفاند والدین خود را از صمیم قلب دوست داشته، مطیع آنها بوده، و با ادب و احترام با آنها رفتار نموده، مرتبا به دیدار آنها رفته و آماده خدمت به آنها باشند. وظیفه فرزندی ایجاب مینماید که در زمان پیری یا بیماری والدین، فرزندان از پدر و یا مادر پیر و بیمار خود مواظبت و نگهداری کرده و در صورت نیاز مالی، هزینه زندگی و درمان آنها را پرداخت نمایند.
در صورت بیماری یا حجر یا حبس یا سفر طولانی یا ورشکست شدن یا پیری یا ناتوانی یا عدم شایستگی یا خودداری پدر از انجام وظیفه سرپرستی، در صورت احراز صلاحیت مادر، دادگاه با گواهی و پیشنهاد کلیسا، مادر فرزندان صغیر و غیررشید را به سرپرستی آنها تعیین خواهد کرد.
پس از رسیدن به سن قانونی و احراز اهلیت، فرزندان صغیر و غیررشید از تحت سرپرستی پدر یا مادر یا وصی یا قیم خارج خواهند شد.
قیمومت
هرگاه ولیّ قهری یا سرپرست خانواده فوت کند یا به سبب بیماری، ضعف پیری، مسافرت یا حبس یا علل مشابه نتواند وظیفه سرپرستی را انجام دهد، یا به سبب قصور یا تقصیر یا خیانت در امانت یا کلاهبرداری یا اختلاس یا ارتکاب جرمهای مشابه از او سلب صلاحیت شود، برای فرزند یا فرزندان محجور خانواده، یعنی صغیر، غیررشید، مجنون، از طرف کلیسا یا کمیته کلیسایی، یک یا چند نفرمشخص نموده و به دادستان معرفی مینماید تا از طریق دادگاه صلاحیتدار یکی از آنها را بر حسب مورد به سمت قیّم یا امین منصوب نماید.
هر عضو کلیساهای پروتستان که سن او کمتر از هجده سال تمام خورشیدی باشد، صغیر شناخته میشود.
هر عضو کلیساهای پروتستان که اهلیت قانونی برای تصرف در اموال و حقوق مالی خود را نداشته باشد، غیررشید شناخته میشود.
مجنون کسی است که پس از معاینات و آزمایشات لازم توسط پزشک متخصص مورد اعتماد کلیسا، مجنون تشخیص داده شود و حکم جنون او از طرف دادگاه صادر شده باشد.
در صورت وجود افراد محجور در خانواده بدون سرپرست، کلیسا یا کمیته کلیسایی با احراز صلاحیت، به ترتیب مادر، جد پدری، جد مادری، جده پدری، جده مادری، یا یکی از خویشاوندان امین و متدین محجور یا محجورین را به سمت قیّم مشخص و برای صدور حکم از طرف دادگاه صلاحیتدار به دادسرا معرفی مینماید.
کلیسا یا کمیته کلیسایی میتوانند برای یک محجور، در صورت لزوم، چند قیّم انتخاب یا بالعکس میتوانند برای چند محجور، متناسب با کمیت و کیفیت کار، یک نفر را به سمت قیّم مشخص نموده و جهت صدور حکم در دادگاه صلاحیتدار به دادستان معرفی نماید.
کلیسا یا کمیته کلیسایی میتوانند یک یا چند ناظر را برای نظارت در کار قیّمها مشخص نموده و جهت صدور حکم در دادگاه صلاحیتدار به دادستان معرفی نماید.
وظیفه نظار، نظارت در کارهای قیّم و گزارش تخلفات احتمالی قیّم میباشد، و حق مداخله در امر قیمومت را ندارند.
در تعیین قیّم و ناظر، اولویت با مسیحیها است.
مصلحت ایجاب مینماید که برای رسیدگی به کارهای شخصی، اداری و حقوقی مسیحیان لال یا کر یا نابینای عضو کلیساهای پروتستان ایران هم از طرف کلیسا یا کمیته کلیسایی، شخصی به سمت امین تعیین و در صورت لزوم به دادگاه معرفی شود.
وظایف قیّم، سرپرستی و نظارت در تربیت و تحصیل و مواظبت از شخص یا اشخاص تحت قیمومت خود، حفظ سلامت جسمانی و روانی، پرداخت هزینههای زندگی در حدود بودجه مصوب دادگاه، تامین نیازمندیها، حفظ اموال و حقوق مالی شخص یا اشخاص تحت قیمومت خود میباشد. قیّم، نماینده قانونی مولی علیه شناخته میشود.
پس از صدور حکم و قیّم نامه، قیّم باید صورت مشروحی از اموال منقول و غیرمنقول و موجودیهای شخص یا اشخاص تحت قیمومت خود در حسابهای جاری، سپردههای بلند مدت، کوتاه مدت و قرضالحسنه در بانکها، برگهای بهادار، مطالبات و بدهیهای مولی علیه در سه نسخه تهیه، یک نسخه را به کلیسا و نسخه دوم را تقدیم دادستان نماید و نسخه سوم را نزد خود نگاه دارد.
قیّم باید هر سال گزارش مشروحی در خصوص وظایف انجام شده، درآمدها، هزینهها و وضع کلی افراد تحت قیمومت خود را تقدیم کلیسا و دادستان نماید.
قیّم حق ندارد اموال منقول و یا غیرمنقول اشخاص تحت قیمومت خود را شخصا خریداری یا اموال خود را به آنان بفروشد.
قیّم حق فروش یا انتقال اموال غیرمنقول اشخاص تحت قیمومت خود را ندارد، مگر با اجازه دادستان.
قیّم میتواند از کلیسا و دادستان درخواست کند که بابت انجام وظیفه قیمومت، به او حقوق ماهانه یا پاداش سالانه پرداخت گردد. پس از دریافت درخواست قیّم، دادستان موضوع را مورد رسیدگی قرار داده، با توجه به کیفیت و کمیت و بهای اموال و منافع و درآمد مولی علیه، مبلغ حقوق ماهانه یا پاداش سالانه را تعیین و به کلیسا و قیّم ابلاغ خواهد کرد.
اگر مادر یا زن مجردی که به سمت قیّم منصوب شده، ازدواج کند، باید ظرف یک ماه از تاریخ ازدواج، موضوع را به کلیسا و دادستان اطلاع دهد. در این مورد، با توجه به اوضاع و احوال جدید، کلیسا میتواند پیشنهاد عزل قیّم یا تعیین ناظر را برای نظارت در امر قیمومت از طریق دادستان تقدیم دادگاه شود.
در صورت کوتاهی در انجام وظیفه قیمومت یا تجاوز از حدود اختیارات قانونی، یا انجام معاملات غیرمجاز یا قرض بدون اجازه دادگاه و دادستان یا ارتکاب خیانت در امانت، سرقت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک حرمت، منافیات عفت، تقلّب یا جرائم مشابه یا زندانی شدن یا سلب صلاحیت، قیّم پس از انجام تحقیقات توسط دادستان، مراتب جهت عزل قیّم از طرف دادستان به دادگاه اعلام میشود.
پس از رسیدن صغیر به سن قانونی و کبیر شدن، یا صدور حکم رشد اشخاص غیررشید یا صدور حکم بهبودی و دارا شدن عقل سلیم مجانین و زوال سبب حجر، قیمومت و سرپرستی قیّم خاتمه پیدا میکند و محجور از قیمومت خارج میشود.
در صورت عزل قیّم یا خروج اشخاص از قیمومت، قیّم باید گزارش و حساب مشروح دوره تصدی خود و صورت اموال منقول و غیرمنقول مولی علیه را به قیّم بعدی و کلیسا و دادستان، و در صورت خروج مولی علیه از قیمومت، به کلیسا و دادستان و مولی علیه تقدیم نماید.
در صورت قصور یا تقصیر یا ارتکاب جرایم مذکور در مواد قبل توسط قیّم و اثبات ضرر و زیان در دادگاه، قیّم مسئول جبران خسارات وارده خواهد بود.
نسب
هر طفلی که در زمان زوجیت متولد شود، به شوهر ملحق میگردد، مشروط بر این که تولد طفل بین 180 تا 304 روز از تاریخ نزدیکی و انعقاد نطفه واقع شده باشد.
هرگاه نطفه طفلی قبل از وقوع عقد نکاح منعقد گردیده، و زن و مرد بعدا با هم ازدواج نمایند، و طفل در زمان زوجیت با رعایت شرط مدت 181 تا 304 روز متولد گردد، و شوهر نفی ولد نکرده باشد، چنین طفلی به پدرش ملحق میشود و نسب وی مشروع و قانونی خواهد بود.
هر طفلی که بعد از انحلال عقد نکاح متولد شود، ملحق به شوهر است، مشروط بر این که مادر شوهر نکرده و طفل ظرف 304 روز از تاریخ نزدیکی متولد شده باشد.
دعوی نفی ولد از حقوق اختصاصی شوهر است و فقط شوهر میتواند در صورت سوء ظن نسبت به زوجه خود و شک و تردید در مورد تاریخ حقیقی تولد و مشروع بودن طفل، ظرف مدت سه ماه پس از اطلاع از تاریخ حقیقی تولد طفل، به کلیسا مراجعه و ادعای نفی ولد نماید. در صورت اثبات عدم الحاق طفل به شوهر، بهوسیله آزمایش خون و آزمایش ژنتیکی و امارات قانونی، کلیسا میتواند گواهی لازم را صادر نماید، تا شوهر بتواند دعوی نفی ولد را در دادگاه اقامه نماید.
هرگاه مردی در موقع درخواست صدور شناسنامه برای یک طفل، خود را پدر آن طفل معرفی کند و در شناسنامه طفل نام وی به عنوان پدر ثبت شده باشد، یا صریحا اقرار به پدری آن طفل نموده یا بنماید، حق انکار پدری چنین فرزندی را نخواهد داشت و دعوی نفی ولد از طرف چنین شخصی پذیرفته نخواهد شد.
اگر نطفه طفلی بدون وجود علقه زوجیت انعقاد یافته باشد، نفقه، یعنی هزینههای زندگی چنین طفلی، از تاریخ تولد تا زمان رسیدن به سن قانونی، به عهده پدر وی، یعنی مردی است که با مادر او رابطه نامشروع داشته است.
در مورد ماده قبل، هزینه وضع حمل مادر طفل هم به عهده مردی است که با او رابطه داشته و او را باردار کرده است.
اگر رابطه پدری و فرزندی یا مادری و فرزندی بین اشخاص، مورد اختلاف و انکار قرار گیرد، مثلا شخصی به منظور ارث بردن یا اخذ نفقه یا به هر علتی از علل، ادعای فرزندی مرد یا زنی را بنماید و مرد و زن مزبور منکر رابطه پدری و مادری او باشند، با ملاحظه شناسنامه هر سه نفر و توجه به تناسب سنی آنها و مراجعه به دفتر ثبت نام متولدین بیمارستان یا زایشگاه محل تولد مدعی، اثبات وضع حمل زن در تاریخ تولد مدعی، آزمایش خون و آزمایش ژنتیکی، ادعا رد یا به اثبات خواهد رسید. در این مورد، طبق موازین قانونی، اثبات ادعا با مدعی میباشد.
فرزندخواندگی
کلیّات
هر شخص مسیحی پروتستان، خواه مرد، خواه زن، خواه مجرّد، خواه متاهل، در صورت احراز صلاحیّت و رعایت شرایط زیر میتواند یک یا چند نفر را به فرزندی قبول کند.
با توجه به اینکه سرپرستی و حضانت و نگهداری و پرداخت نفقه یا هزینه زندگی خویشاوندان خصوصا فرزندان بیسرپرست یا بیبضاعت، خواه صغیر، خواه کبیر، وظیفه هر فرد مسیحی میباشد. بنابراین، مصلحت ایجاب مینماید که هر فرد مسیحی پروتستان در صورت عقیم بودن یا فوت فرزندانش و استطاعت مالی و احراز شرایط لازم، خویشاوندان طبقه اول و دوم و سوم خود را به فرزندی قبول نماید و فرزندخواندهها را در ردیف ورّاث طبقه اول خود قرار دهد.
هر یک از اعضای کلیساهای پروتستان که بخواهد شخصی را به فرزندی قبول کند، باید دارای رشد و عقل سالم و اهلیّت قانونی و دارایی کافی باشد.
زن و شوهر میتوانند مشترکا یک یا چند نفر را به فرزندی قبول کنند.
هرگاه یکی از زوجین بخواهد کسی را به فرزندی قبول کند (یعنی پدرخوانده یا مادرخوانده متاهل باشد)، باید رضایت همسرش را جلب نماید.
پدرخوانده و مادرخوانده
پدرخوانده یا مادرخوانده باید دارای شرایط زیر باشد: 1) حداقل سن هر یک از آنها باید سی سال تمام خورشیدی باشد. 2) اختلاف سن پدرخوانده یا مادرخوانده با فرزندخوانده نباید کمتر از پانزده سال باشد. 3) صلاحیّت اخلاقی، سلامت بدنی و روانی و ایمانی آنها باید مورد تایید کلیسا باشد. 4) هیچ یک نباید مبتلا به بیماریهای مسری یا درمان ناپذیر یا معتاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی یا اعتیادات مضر باشد. 5) دارای استطاعت مالی و درآمد کافی جهت تامین هزینههای زندگی فرزندخوانده باشد.
صدور و اجرای حکم بطلان یا فسخ یا طلاق زوجین، فوت زن یا شوهر، در صورت دارا بودن شرایط لازم و موافقت کلیسا، مانع قبول شخص یا اشخاص به فرزندخواندگی نخواهد بود.
فرزندخوانده
پدرخوانده یا مادرخوانده میتوانند در صورت احراز شرایط، اشخاص صغیر یا کبیر را به فرزندی قبول کنند.
اگر فرزندخوانده یا فرزندخواندهها رشید و کبیر باشند، باید با فرزندخواندگی خود موافقت نمایند. ولی در صورتی که محجور (یعنی صغیر، غیررشید یا مجنون) باشند، جلب رضایت کتبی پدر و یا مادر یا وصی یا قیّم آنها برای انجام تشریفات فرزندخواندگی الزامی میباشد.
در رضایت نامه فرزندخواندگی باید مشخصات کامل پدرخوانده یا مادرخوانده، فرزندخواندهها و والدین آنها یا وصی یا قیّم ثبت شود. سرپرستهای مزبور باید با تفویض حضانت و سرپرستی فرزند یا فرزندان یا مولی علیه خود به پدرخوانده یا مادرخوانده موافقت نمایند و کلیه افراد ذی نفع باید این سند را امضاء کنند.
در مورد استرداد، باید شرایط استرداد یا سلب حق استرداد فرزندخواندهها، در رضایت نامه یا قرارداد فرزندخواندگی ثبت و به امضای افراد ذی نفع برسد.
رضایت نامه یا قرارداد فرزندخواندگی، در سه نسخه تنظیم میشود. نسخه اول به پدرخوانده یا مادرخوانده، و نسخه دوم به فرزندخوانده تحویل داده خواهد شد و نسخه سوم پس از ثبت مشخصات کلیه افراد ذی نفع در بایگانی کلیسا بایگانی خواهد شد.
در صورت عدم حضور پدرخوانده یا مادرخوانده یا فرزندخوانده در دفتر کلیسا، به هر علتی از علل، از قبیل مسافرت یا بیماری، کلیسا میتواند مراسم و تشریفات فرزندخواندگی را با حضور نماینده رسمی یا وکیل یک طرف یا نمایندگان یا وکلای طرفین که دارای وکالت نامه معتبر باشند، انجام و مراتب را در دفتر مخصوص کلیسا به ثبت برساند.
فرزندخوانده در جلسه هیات مدیره کلیسا توسط مقام روحانی یا سرپرست کلیسا به مقام فرزندخواندگی تقدیس میشود و پس از انجام مراسم، صورت مجلس لازم تنظیم و توسط افراد ذی نفع امضاء خواهد شد.
در صورتی که فرزندخوانده دختر باشد، ازدواج او با پدرخوانده و فرزندان ذکور پدرخوانده یا مادرخوانده اش ممنوع میباشد، و اگر فرزندخوانده پسر باشد، نکاح او با مادرخوانده و فرزندان اناث مادرخوانده یا پدرخوانده اش امکانپذیر نخواهد بود.
فرزندخوانده میتواند از نام خانوادگی پدرخوانده یا مادرخوانده اش استفاده کند.
فرزندخوانده در حکم فرزند صلبی و حقیقی بوده و وارث طبقه اول پدرخوانده و یا مادرخوانده خود تلّقی خواهد گردید.
هرگاه والدین حقیقی فرزندخوانده، او را از ارث خود محروم نکرده باشند، فرزندخوانده، هم از پدر و هم از مادر حقیقی و در صورت احراز شرایط وراثت، از مورّثان طبقه دوم و سوم خود ارث خواهد برد.
در صورت فوت فرزندخوانده، فرزند یا فرزندان و ورّاث قانونی او، قائم مقام پدر یا مادر متوفای خود شناخته شده و از مورّث پدر یا مادر درگذشته خود، ارث خواهند برد.
هرگاه فرزندخوانده فوت کند و همسر یا فرزندانی نداشته باشد، و پدر و مادر حقیقی و همچنین پدرخوانده و مادرخوانده وی در قید حیات باشند، پنجاه درصد ترکه او به پدر و مادر حقیقی و پنجاه درصد بقیه به پدرخوانده و مادرخوانده او داده خواهد شد.
دوره آزمایشی
با توجه به اینکه پذیرش یک عضو جدید در خانواده، برای اعضای خانواده و فرزندخواندهداری اهمیت خاصی میباشد، بنابراین به منظور آشنایی فرزندخوانده با افراد و روش زندگی آنها و محیط خانواده جدید و ایجاد هماهنگی و صمیمیت و مثمرثمر قرار گرفتن و پایداری این پیوند خانوادگی، توصیه میشود یک دوره آزمایشی سه تا شش ماهه با توافق و صلاح دید افراد ذی نفع در نظر گرفته شود، و مراتب در رضایت نامه یا قرارداد فرزندخواندگی نیز قید شود.
در صورت انجام موفقیتآمیز دوره آزمایشی، کلیسا گواهی فرزندخواندگی را در سه نسخه صادر خواهد کرد. نسخه اول به پدر یا مادرخوانده، نسخه دوم به فرزندخوانده تحویل خواهد گردید و نسخه سوم در دفتر کلیسا بایگانی و نکات لازم در دفتر مخصوص کلیسا ثبت خواهد گردید.
کلیسا مکلّف است در دوره آزمایشی، هر ماه یک بار به وضع زندگی و رفتار فرزندخوانده در خانواده جدید رسیدگی نماید و در صورت بروز اختلاف و ناراحتی یا عدم هماهنگی، راهنماییهای لازم را ارائه دهد.
در صورت عدم هماهنگی و بروز اختلاف شدید پدرخوانده یا مادرخوانده و فرزندخوانده رشید و کبیر، پدر یا مادر یا وصی یا قیّم فرزندخوانده صغیر، میتوانند با ذکر علت موجّه، عدم تمایل خود را به ادامه رابطه خانوادگی در دوره آزمایشی اعلام و رضایت نامه را فسخ و رابطه ناموفق را قطع نمایند.
در صورت موفقیتآمیز بودن پیوند خانوادگی در دوره آزمایشی و جلوگیری از بروز اختلاف در ارتباط با سرپرستی، نگهداری و حضانت، و وراثت فرزندخوانده توصیه میشود اطراف ذی نفع یا کلیسا دادخواست لازم را با گواهی فرزندخواندگی تقدیم دادگاه صالح نمایند تا حکم یا دادنامه فرزندخواندگی صادر گردد.
در صورت احراز شرایط و قطعیت دادنامه، با درخواست خواهان، تصویر دادنامه از طرف دادگاه به اداره ثبت احوال ابلاغ خواهد گردید تا نکات لازم در اسناد سجلی ثبت و شناسنامهها اصلاح، یا شناسنامههای جدیدی برای پدرخوانده یا مادرخوانده و فرزندخوانده صادر گردد.
قطع رابطه فرزندخواندگی
در صورتی که پس از خاتمه دوره آزمایشی و صدور حکم دادگاه، فرزندخوانده دارای اخلاق و رفتار نامناسب بوده و با اعضای خانواده هماهنگی و سازگاری نداشته باشد، یا مرتکب جرم یا عملی شود که با مصالح خانوادگی و حیثیت اجتماعی پدرخوانده یا مادرخوانده منافات داشته باشد، پس از اطلاع و رسیدگی کلیسا و تشخیص عدم امکان ادامه زندگی خانوادگی، کلیسا گواهی لازم را صادر خواهد کرد تا پدرخوانده یا مادرخوانده بتوانند دادخواست نقض حکم فرزندخواندگی را تقدیم دادگاه نمایند و تصویر حکم دادگاه برای اصلاح مجدّد شناسنامهها، به اداره ثبت احوال ابلاغ گردد.
در صورت قصور یا تقصیر پدرخوانده یا مادرخوانده، غفلت و کوتاهی در سرپرستی و نگهداری، تربیت و تحصیل، یا عدم پرداخت هزینه زندگی فرزندخوانده، یا رفتار نامناسب یا ارتکاب جرم یا عمل مغایر با مصالح و حیثیت خانواده از طرف پدرخوانده یا مادرخوانده، پس از اطلاع کلیسا از بروز اختلاف شدید و تشخیص لزوم قطع رابطه فرزندخواندگی، کلیسا گواهی لازم را صادر خواهد کرد. در این مورد، فرزندخوانده کبیر میتواند پس از اخذ گواهی کلیسا، رابطه خود را با پدرخوانده یا مادرخوانده ناسازگار قطع نموده، دادخواست لازم را برای نقض حکم فرزندخواندگی و اصلاح شناسنامهها از طرف ثبت احوال، تقدیم دادگاه صالح نماید.
: قطع رابطه فرزندخواندگی در دفتر مخصوص کلیسا ثبت خواهد گردید.
: دادخواست نقض حکم فرزندخواندگی، صغار یا محجورین، از طرف پدر یا مادر حقیقی یا وصی یا قیّم آنها تقدیم دادگاه خواهد گردید.
هرگاه پدرخوانده یا مادرخوانده یا فرزندخوانده از اجرای مفاد گواهی یا دستور کتبی کلیسا خودداری نمایند، مورد تنبیه انضباطی متناسب قرار خواهند گرفت.
وصایا
تعریف وصیّت
منظور از وصیّت، تعیین تکلیف و سرپرستی فرزندان صغیر یا وارثین وصیّتکننده یا طریقه تقسیم اموال و دارایی او برای زمان بعد از مرگش میباشد. وصیّتکننده « موصی»، کسی که طبق وصیّت مالی مجانا به او تملیک گردیده یا از وصیّت منتفع میشود « موصی له»، مال مورد وصیّت « موصی به» میباشد.
موصی موصی له وصی موصی به وصیت نامه
وظایف و حدود اختیارات موصی
موصی باید عاقل و بالغ و رشید بوده و برای تملیک اموال خود به دیگران، اهلیّت قانونی داشته باشد.
موصی میتواند برای سرپرستی و نگهداری فرزندان صغیر و یا رسیدگی به امور مالی ورّاث خود و اجرای مفاد وصیت نامه، یک یا چند نفر را به عنوان وصی تعیین نماید.
در صورت تعدّد اوصیا، موصی باید وظایف و حدود اختیارات هر یک از وصیها را معین، و در صورت عدم تفکیک وظایف، موصی مکلّف است تصریح نماید که اوصیا باید مفاد وصیّت نامه را مستقلا و به تنهایی اجرا نمایند، یا مجتمعا و متّفقا.
موصی میتواند چند نفر را به ترتیب به سمت وصی معین کند؛ به این طریق که اگر وصی اول فوت کند یا محجور شود، نفر دوم وصی باشد، و در صورت فوت یا حجر نفر دوم، نفر سوم وصی باشد.
دارا بودن سن قانونی برای همه وصیها الزامی نیست؛ بنابراین، موصی میتواند شخص صغیر را به اتفاق یک نفر کبیر، وصی قرار دهد. در این صورت، مفاد وصیّت نامه را وصی کبیر اجرا خواهد کرد، تا وصی صغیر به سن قانونی برسد.
در صورت تعیین ناظر برای نظارت در اقدامات وصی، حدود اختیارات ناظر را موصی باید معلوم و معین نماید.
مصالح دینی و خانوادگی ایجاب مینماید که موصی برای سرپرستی فرزندان و وارثین خود، شخصی مسیحی را به سمت وصی انتخاب کند.
تعیین مادر صغار به سمت وصی، بلامانع است.
موصی باید مالک مال مورد وصیّت بوده و اهلیت قانونی برای تملیک اموال خود را داشته باشد. بنابراین، وصیت در مورد اموال دیگران، اعم از اینکه با اجازه و اطلاع مالک باشد یا نباشد، باطل است.
موصی حق رجوع از وصیت و تنظیم وصیت نامه جدید را دارا میباشد. در صورت تغییر و تعدّد وصیت نامهها، آخرین وصیت نامه نافذ و معتبر خواهد بود.
با توجه به حق مالکیت، هر شخص مسیحی پروتستان میتواند تمام یا قسمتی از اموال و دارایی خود را به موجب وصیت نامه، به هر کس که بخواهد، اعم از اشخاص حقیقی و یا حقوقی مانند کلیساها یا موسسات خیریه و عام المنفعه، آموزشی و فرهنگی، بیمارستانها و نظایر اینها، تملیک نماید.
نظر به اصل حاکمیت اراده، هر شخص مسیحی پروتستان میتواند یک یا چند نفر یا همه وراث خود را به علل مختلف، از جمله اعتیاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی (دائم الخمربودن) یا قمار یا خیانت و مانند اینها، از تمام یا قسمتی از ارث خود محروم نماید. چنانچه محروم شده از ارث نسبت به تصمیم موصی اعتراض داشته باشد، میتواند به دادگاه صالح مراجعه نماید.
اعضای کلیساهای پروتستان حق ندارند فرزندان صغیر یا ورثه صغیر یا محجور خود را از ارث محروم، یا سهم الارث آنها را تقلیل دهند.
اگر کسی برای انتفاع ورثه یا موصی لهم یا افراد ذی نفع در وصیت یا علل دیگر، مانند وصول حق بیمه و نظایر آن، به قصد خودکشی، خود را مجروح یا مسموم کند، یا مرتکب اعمال مشابهی شود و پس از آن وصیت نماید، آن وصیت، در صورت مرگ موصی باطل و در صورت زنده ماندن موصی، نافذ و معتبر خواهد بود.
موصی له
موصی له، یعنی کسی که طبق وصیت، مالی مجانا به او تملیک گردیده، باید زنده و موجود بوده و برای تملک مال مورد وصیت، اهلیت تمتع داشته باشد.
هر شخص حقوقی و یا حقیقی، اعم از صغیر یا کبیر، ممکن است موصی له قرار داده شود.
حملی که در رحم مادر است، موجودی زنده تلقی میگردد و میتواند موصی له قرارگیرد؛ مشروط بر اینکه زنده متولد شود، حتی اگر پس از چند لحظه فوت کند.
هرگاه حمل، در اثر ارتکاب جرم توسط وراث یا موصی لهم ساقط شود، خواه بالمباشره، خواه به تسبیب، مال مورد وصیت به وراث او تعلقپذیر خواهد بود، و موصی لهم و وراثی که مرتکب جرم شدهاند، از تملک مال مورد وصیت، محروم خواهند گردید.
اجرای مفاد وصیت نامه، در صورتی امکانپذیر خواهد بود که موصی له یا موصی لهم، قبولی خود را پس از مرگ موصی اعلام نمایند.
اگر موصی له صغیر یا محجور باشد، رد یا قبول وصیت، با پدر یا مادر یا وصی یا قیّم او خواهد بود.
ورثه موصی قبل از اعلام رد یا قبول موصی له یا موصی لهم، حق تصرف یا تملک مال مورد وصیت را ندارند، و اگر موصی لهم بنا به عللی از اعلام رد یا قبولی وصیت خودداری نمایند، دادگاه به آنها دستور خواهد داد که ظرف مدت یک ماه از تاریخ قرائت وصیت نامه یا اطلاع از مفاد وصیت نامه، رد یا قبولی خود را اعلام نمایند. در صورت انقضاء مهلت مزبور، عدم رد یا قبولی وصیت، در حکم قبول آن خواهد بود.
اگر ذی نفع در وصیت، فقط یک نفر باشد، در این صورت موصی له واحد میتواند وصیت را نسبت به قسمتی از مال مورد وصیت، قبول کند. در این مورد، وصیت نسبت به قسمتی از موصی به که مورد قبول قرار گرفته، نافذ و لازم الاجرا خواهدبود.
در صورت تعدّد موصی لهم، اگر بعضی از آنها وصیت را قبول و بعضی دیگر وصیت را رد نمایند، وصیت نسبت به افرادی که آن را قبول کردهاند، نافذ و معتبر خواهد بود. در مورد این ماده و ماده فوق، قسمتی از مال مورد وصیت (موصی به) که مورد قبول قرار نگرفته، تابع قانون ارث خواهد بود.
وصی
فقط پدر، مادر و جدپدری حق دارند برای صغیر، وصی معین کنند. بدین ترتیب، اگر پدر فوت کند یا محجور شود، مادر وصی را تعیین خواهد کرد، و در صورت فوت یا محجور شدن یا ازدواج مجدد مادر، جدپدری عهده دار تعیین وصی خواهد شد.
در صورت فوت یا محجور شدن پدر و مادر و جدپدری، هیچ مقام دیگری حق تعیین وصی را نخواهد داشت. در چنین موردی، کلیسا شخص مسیحی امین و صالحی را به سمت قیّم صغار یا محجورین منصوب، و برای صدور حکم قیّمومت به دادستان معرفی خواهد کرد.
وصی مکلف است پس از اطلاع از تعیین و نصب خود به سمت وصایت، رد یا قبول خود را کتبا اعلام نماید. در صورت قبول وصایت در زمان زنده بودن موصی، حق ندارد پس از مرگ موصی بدون عذر موجه استعفاء و از انجام این تکلیف مهم خانوادگی و اجتماعی خودداری نماید.
هرگاه پس از مرگ موصی، وصی از اجرای مفاد وصیت نامه خودداری نماید، یا به سبب عدم شایستگی یا غفلت، قادر به انجام وظیفه نباشد، کلیسا میتواند طبق درخواست افراد ذی نفع، پس از رسیدگی و انجام تحقیقات لازم و اثبات قصور یا تقصیر، وصی قاصر یا مقصر را عزل، و شخص امین و مورد اعتمادی را به جای او منصوب نماید. چنانچه وصی به عزل خود اعتراض داشته باشد، میتواند به دادگاه مراجعه کند.
در صورت محجور شدن یا استعفاء یا اثبات خیانت یا فوت وصی منفرد، کلیسا مکلف است شخص مسیحی امین و صالحی را به سمت قیّم محجورین به دادسرا معرفی نماید تا از طریق دادسرا، دادگاه حکم قیّمومت قیّم مسیحی را صادر نماید.
وصی نسبت به اموال و دارایی که به موجب وصیت در اختیار و تصرف او قرار گرفته، در حکم امین است، و ضامن تلف یا خسارت احتمالی نمیباشد؛ مگر در صورت تجاوز از حدود اختیارات یا غفلت در حفظ اموال و حقوق مادی و معنوی مولی علیه، که در این صورت باید خسارات وارده را جبران نماید.
موصی به (مال مورد وصیت)
مال مورد وصیت (موصی به) باید در زمان تنظیم وصیت نامه موجود و متعلق به موصی باشد. مع الوصف، ممکن است مالی که موجود نبوده و بعدا عاید موصی خواهد شد، مورد وصیت قرارگیرد.
مفاد وصیت در مورد اموال موجود در زمان فوت موصی، نفوذ و اعتبار داشته و به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.
اگر مال مورد وصیت، کلی باشد، یعنی یک یا چند عدد از میان مالی که قابل شمردن باشد، تعیین فرد معین با ورثه است؛ مگر اینکه در وصیت نامه طور دیگری مقرر شده باشد. و اگر جزء مشاع ترکه باشد، مثل ربع یا ثلث، موصی له با ورثه در همان مقدار از ترکه بهطور مشاع شریک خواهند بود.
وصیت به صرف مال یا انجام اموری که مخالف اصول مسیحیت و اخلاق حسنه باشد، باطل است.
تشخیص موضوع با کلیسایی است که موصی عضو آن بوده است. تشخیص کلیسا توسط ذی نفع قابل اعتراض در دادگاه خواهد بود.
وصیت نامه
وصیت نامه، خواه به منظور تعیین وصی برای سرپرستی فرزندان صغیر یا محجور موصی یا حفظ اموال منقول و غیرمنقول و حقوق مالی و ترکه موصی باشد، به یکی از سه طریق رسمی، سری، یا خودنوشت تنظیم میشود.
وصیت نامه رسمی وصیتی است که در دفاتر اسناد رسمی یا کنسولگریهای ایران برای ایرانیان مقیّم خارج کشور، در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشد.
وصیت نامه خودنوشت در صورتی معتبر است که تمام آن به خط موصی نوشته شده و دارای تاریخ روز و ماه و سال به خط موصی بوده و به امضای او رسیده باشد.
وصیت نامه سری ممکن است به خط موصی یا به خط شخص دیگری باشد، یا بهوسیله ماشین تحریر یا رایانه ماشین شده باشد، ولی در هر صورت، باید از طرف موصی امضاء شود و در اداره ثبت اسناد محل اقامت موصی، یا در دفتر کلیسا، یا نزد شخص مورد اعتماد موصی، به امانت گذاشته شود. کسی که سواد ندارد، نمیتواند به ترتیب سری وصیت نماید.
وصیت نامههای سری و خودنوشت در صورتی نافذ و معتبر خواهند بود که امضای موصی به گواهی دو نفر گواه مورد اعتماد کلیسا رسیده و صحت امضای موصی و گواهان، مورد تایید کلیسا قرار گرفته باشد.
اگر امضای موصی را دو نفر گواه، امضاء نکرده باشند، اثبات صحت و مسلم الصدور بودن امضای موصی توسط دو نفر گواه امین و مورد اعتماد کلیسا یا مراجع رسمی از جمله بانکها یا دفاتر اسناد رسمی، پس از مرگ موصی امکانپذیر خواهد بود.
موصی میتواند وصیت نامه خود را اعم از رسمی یا سری یا خودنوشت، در پاکت یا لفاف بگذارد و سرپرست کلیسا و دو نفر گواه، لفاف یا پاکت محتوی وصیت نامه را امضاء و صحت امضای موصی را تصدیق نمایند. در صورت تمایل موصی، وصیت نامه در دفتر کلیسا یا نزد شخص امین و مورد اعتماد موصی به امانت گذاشته میشود.
توصیه میشود اشخاص ذی نفع در ترکه، مانند موصی لهم و وراث، از گواهی صحت امضای موصی خودداری نمایند؛ ولی گواهی امضای موصی در وصیت نامه توسط وصی بلامانع است و به منزله اطلاع از متن وصیت نامه و قبول سمت وصایت میباشد.
در موقع تنظیم وصیت نامه، موصی باید دارای عقل سالم و اهلیت قانونی بوده و وصیت نامه خود را با آزادی اراده و صحت و سلامت عقلانی و روانی، بدون اجبار و اکراه و تهدید، تنظیم و امضاء نماید.
به منظور جلوگیری از بروز اختلاف بین ورثه قانونی و موصی لهم، توصیه میشود که موصی قبل از تنظیم وصیت نامه، گواهی صحت و سلامت روانی و توانایی تنظیم وصیت نامه را از پزشک قانونی یا پزشک مورد اعتماد کلیسا گرفته و پیوست وصیت نامه خود نماید.
مصلحت ایجاب مینماید که وصیت نامه در دو نسخه که هر دو نسخه دارای ارزش و اعتبار قانونی باشند، تنظیم شود. یک نسخه به دفتر کلیسا تحویل گردیده و نسخه دوم نزد موصی مانده یا به شخص مورد اعتماد وی سپرده شود.
هیچ شخص یا مقامی در زمان حیات موصی، بدون اطلاع و رضایت وی، حق مطالعه و بررسی مفاد وصیت نامه او را ندارد، مگر در رابطه با محروم کردن ورثه قانونی از ارث (موضوع ماده 207) و مواردی که در این مقررات تصریح گردیده است.
در موارد غیرعادی، مانند زمان جنگ یا خطر مرگ فوری و بیماریهای مسری و مسافرت هوایی و دریایی و زمینی که ارتباط قطع شده و موصی نتواند به یکی از طریقههای فوق وصیت کند، وصیت به ترتیبی که در مواد بعد ذکر میشود، امکانپذیر خواهد بود.
افسران و افراد نظامی و اشخاصی که در ارتش مشغول کار میباشند، خواه سالم یا بیمار یا مجروح باشند، میتوانند وصیت خود را شفاها نزد یک افسر یا پزشک معالج با حضور دو شاهد اظهار نمایند.
در سایر موارد، از جمله در صورتی که موصی بیسواد یا زندانی باشد، موصی میتواند وصیت خود را در حضور دو نفر گواه اظهار نماید و یکی از گواهان، اظهارات او را با تعیین تاریخ روز و ماه و سال و محل وقوع وصیت نوشته و موصی و گواهان آن را امضاء نمایند. اگر موصی قادر به امضاء نباشد یا بیسواد باشد، نقش انگشت او الصاق میگردد و گواهان، این نکته را در صورت مجلس وصیت نامه قید مینمایند.
اشخاصی که طبق مواد فوق، وصیت نزد آنها واقع شده و همچنین گواهان مذکور در دو ماده بالا، باید در اولین فرصت ممکن در اداره ثبت اسناد یا کلیسای مربوطه حضور یافته و وصیت نامه یا صورت مجلس را طبق مقررات فوق به امانت بگذارند و اعلام نمایند که این سند یا صورت مجلس، آخرین وصیت نامه موصی میباشد. در صورتی که اظهارات یا وصیت موصی نوشته نشده باشد، گواهان باید در اولین زمان ممکن، در دادگاه صالح یا دفتر کلیسا حاضر شده و اظهارات موصی را با تاریخ و محل وقوع وصیت اظهار نمایند. در این مورد، صورت مجلس دیگری تنظیم و به امضای دادرس دادگاه یا سرپرست کلیسا و گواهان خواهد رسید.
وصیتی که در موارد غیرعادی واقع میشود، بعد از رفع موانع و گذشتن یک ماه از تاریخ مراجعت و رسیدن موصی به محلی که بتواند به یکی از راههای عادی وصیت نماید، غیرنافذ میشود؛ مشروط بر اینکه موصی بتواند وصیت نامه جدیدی را تنظیم و امضاء نماید.
هر وصیتی که به ترتیب مذکور در این فصل واقع نشده باشد، در مراجع رسمی پذیرفته نیست، مگر اینکه ورثه قانونی موصی و اشخاص ذی نفع در ترکه، صحت امضای موصی و مفاد وصیت نامه را مورد تایید و قبول قرار دهند.
هر دادگاه یا کلیسا یا اداره یا شخصی که وصیت نامه به او سپرده شده، مکلف است پس از اطلاع از فوت موصی، وصیت نامه یا صورت مجلس راجع به وصیت را به دادگاه صلاحیت دار قانونی تسلیم نماید.
هرگاه یکی از اعضای کلیساهای پروتستان بدون وصیت فوت نماید و وارثی هم نداشته باشد، یا ورثه مقیم خارج کشور باشند، تعیین تکلیف ترکه به عهده کلیسا واگذار میشود.
ارث
وراث قانونی
شرایط وراثت
اشخاصی که به موجب نسب یا سبب، ارث میبرند، به سه طبقه تقسیم میشوند: طبقه اول فرزندان و فرزندان فرزندان (تا هر درجه که پایین برود). زوج و زوجه. طبقه دوم پدر و مادر، برادران و خواهران متوفی و فرزندان آنها تا هر درجه که پایین برود. طبقه سوم عموها و عمهها، خالهها و داییها و فرزندان آنها و اجداد متوفی.
در هر طبقه از وراث، چند درجه وجود دارد؛ از جمله در طبقه اول، قرابت والدین با فرزندان در درجه اول، و با فرزندان فرزندان در درجه دوم میباشد. به همین ترتیب، در طبقه دوم، قرابت برادر و خواهر در درجه اول، و فرزندان برادران و خواهران در درجه دوم؛ و در طبقه سوم، قرابت عمو، عمه، خاله، و دایی در درجه اول، و فرزندان آنها در درجه دوم خواهد بود.
ملاک و ضابطه وراثت، نزدیک تر بودن طبقه و درجه قرابت وراث به مورث میباشد. بنابراین، وراث طبقه بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقه قبل کسی موجود و زنده نباشد. بدین ترتیب، اگر متوفی دارای وراث طبقه اول باشد، وارثین طبقه دوم و سوم از ارث محروم خواهند شد، و در صورت موجود نبودن وراث طبقه اول و دوم، ترکه به وراث طبقه سوم خواهد رسید.
هرگاه تمام وراث یک طبقه، از ارث محروم شوند، یا از قبول ترکه خودداری نمایند، ترکه متوفی به وراث طبقه بعد تعلق خواهد گرفت.
پدر و مادر متوفی، از وارثین طبقه دوم تلقی میگردند، ولی در صورت احتیاج مالی، با توجه به مقدار ترکه و تمکن و دارایی وراث طبقه اول، با نظر کلیسا، مبالغی برای آنها کنار گذاشته شده و به اقساط ماهانه به آنها داده خواهد شد.
هرگاه وارثی قبل از مورث خود فوت کند و دارای همسر و فرزندانی باشد، مثلا فرزندی در زمان حیات پدر و یا مادرش از دنیا رفته باشد، پس از فوت پدر و یا مادرش، فرزندان و زوجه او (یعنی وراث درجه دوم طبقه اول) قائم مقام پدر یا مادر درگذشته خود قلمداد گردیده و با سایر وراث درجه یک طبقه یک، از جد یا جده خود ارث خواهند برد، و سهم الارث پدر یا مادرشان بهطور مساوی بین آنها تقسیم خواهد گردید. همین حکم در مورد فرزندان و وراث طبقه دوم و سوم که پدر و یا مادرشان فوت کرده باشد، رعایت خواهد شد.
ترکه متوفی بین وراث هر طبقه بهطور مساوی تقسیم خواهد شد؛ مگر اینکه متوفی با تصویب کلیسا، به موجب وصیت نامه، برای تقسیم ترکه خود ترتیب خاصی را تعیین کرده باشد.
تقسیم ترکه پس از مرگ واقعی یا صدور حکم مرگ فرضی متوفی و صدور گواهی حصر وراثت از طرف دادگاه و تعیین وراث قانونی، امکانپذیر خواهد بود.
با توجه به اصل برائت و با توجه به اینکه فرزند نامشروع مرتکب جرمی نشده و بیگناه است و پدر و یا مادر او مرتکب گناه و جرم شدهاند و آنها باید مجازات شوند، بنابراین فرزند نامشروع مانند فرزندان مشروع، هم از پدر حقیقی و هم از مادرش ارث خواهد برد.
حملی که در رحم مادر است، موجودی زنده شناخته میشود و در صورتی ارث میبرد که نطفه او در زمان فوت مورث منعقد بوده و زنده متولد شود، اگرچه پس از تولد فورا بمیرد.
در صورت بروز اختلاف درباره تاریخ انعقاد نطفه، امارات قانونی که برای اثبات نسب مقرر گردیده، رعایت خواهد شد.
هرگاه حمل، قبل از تولد یا بعد از تولد، در اثر ارتکاب جرم توسط سایر وراث یا موصی لهم ساقط شود، اعم از اینکه عمل مجرمانه شخصا توسط وراث یا موصی لهم ارتکاب یافته یا با معاونت و تحریک آنها بهوسیله اشخاص ثالث انجام گرفته باشد، ترکه به وارث یا وراث حمل تعلق خواهد گرفت، و در صورت صدور حکم مبنی بر محکومیت متهم یا متهمین، وراث یا موصی لهم محکوم علیه، از ارث محروم خواهند گردید.
سهم الارث فرزندخوانده
فرزندخوانده از حیث وراثت، در حکم فرزندان حقیقی است و مانند سایر وراث درجه یک طبقه یک، هم از پدر و یا مادرخوانده که او را به فرزندی قبول کردهاند و هم از پدر و مادر حقیقی خود ارث خواهد برد. در صورت فوت فرزندخوانده، وراث قانونی او یعنی همسر و فرزندانش قائم مقام پدر یا مادر درگذشته خود شناخته خواهند گردید.
در صورتی که فرزندخوانده ازدواج نکرده و فرزندی نداشته باشد، پس از فوت، ترکه او متساویا بین والدین حقیقی و پدرخوانده و مادرخوانده اش تقسیم خواهد گردید.
سهم الارث غایب مفقودالاثر
اگر بین وراث، غایب مفقودالاثری باشد، سهم الارث او کنار گذاشته میشود تا حال او معلوم شود. در صورتی که محقق شود که قبل از مورث خود مرده است، سهم الارث او بین وراث او تقسیم میشود، و در صورت زنده بودن، به خودش داده خواهد شد.
غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدت مدیدی گذشته و برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد. در صورت مجهول بودن تاریخ فوت غایب مفقودالاثر، دادگاه صالح بنا به درخواست وراث یا افراد ذی نفع در ترکه، پس از رسیدگی، تاریخ فوت فرضی یعنی تاریخی را که فوت او در آن تاریخ محقق بوده، تعیین خواهد کرد.
اموال غایب مفقودالاثر تقسیم نمیشود، مگر پس از تحقق و ثبوت فوت یا صدور حکم فوت فرضی او از طرف دادگاه صلاحیت دار قانونی. در این مورد، اموال غایب بین وراثی که در تاریخ فوت واقعی یا فرضی او زنده بودهاند، تقسیم خواهد گردید. اگر یک یا چند نفر از وراث حین الفوت غایب، بعد از او درگذشته باشند، وارثین آنها قائم مقام پدر یا مادر متوفی خود خواهند بود.
هرگاه یک یا چند نفر از وارثین غایب مفقودالاثر، قبل از صدور حکم موت فرضی، از دادگاه درخواست نمایند که اموال غایب در اختیار آنها قرار داده شود، در این مورد، دادگاه دستور تحویل و تصرّف اموال غایب به آنها را صادر خواهد کرد؛ مشروط بر اینکه از تاریخ غیبت و آخرین خبر از غایب، حداقل دو سال تمام گذشته باشد و درخواستکنندگان تضمینات کافی و یا ضامن معتبری را معرفی نمایند تا در صورت مراجعت غایب یا در صورتی که اشخاص ثالث، حقی بر اموال او داشته باشند، از عهده اموال یا حقوق اشخاص ثالث برآیند. تضمینات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضی غایب، باقی خواهد ماند.
اگر غایب مفقودالاثر بعد از صدور حکم موت فرضی پیدا شده و به اقامتگاه خود مراجعت نماید، کسانی که اموال او را تصرّف کردهاند، باید آنچه را که از اموال منقول یا غیرمنقول یا عوض یا منافع اموال مزبور در موقع پیدا شدن غایب موجود میباشد، مسترد دارند، و در صورت افراط یا تفریط یا تعدّی یا تجاوز، باید خسارات وارده را جبران نمایند.
موانع ارث
قتل از موانع ارث است، بنابراین شخصی که مورّث خود را عمدا به قتل برساند، از ارث او ممنوع میشود؛ اعم از اینکه قتل بهوسیله شخص وارث انجام گرفته باشد، یا به تحریک و معاونت وارث، به تنهایی صورت گرفته باشد، یا با کمک و شرکت شخص یا اشخاص دیگر.
در صورتی که قتل عمدی مورث، به حکم قانون یا در حال دفاع از جان شخص وارث ارتکاب یافته باشد، وارث از ارث محروم نخواهد شد.
فرزندان یا وارثین اشخاصی که به موجب دو ماده فوق از ارث ممنوع میشوند، از ارث مورث خود محروم نمیشوند. بنابراین، فرزندان کسی که پدر یا مورث خود را کشته باشد، از ارث جد یا مورث پدر یا مادرشان ارث خواهند برد، مشروط بر این که وارث نزدیک تری موجب محرومیت آنها از ارث نشود.
قبول یا رد ترکه
وارثین، حق تصرف ترکه و سهم الارث خود را ندارند، مگر اینکه حقوق و دیونی را که به ترکه تعلق گرفته، پرداخت کرده باشند.
حقوق و بدهیها و هزینههایی که به ماترک متوفی تعلق گرفته و قبل از تقسیم ترکه باید پرداخت گردد، به شرح زیر میباشد: 1) هزینه کفن و دفن و مجلس ختم متوفی در حدود متعارف. 2) پرداخت طلب اشخاصی که اموال متوفی در رهن آنها میباشد. 3) پرداخت بدهیهای مسلم و مستند و انکارناپذیر متوفی. 4) انجام مفاد وصیّت نامه متوفی.
وارثین متوفی میتوانند ترکه را قبول کرده و بدهیهای موّرث خود را پرداخت نمایند، و یا ترکه را رد کنند تا به بستانکاران داده شود. همچنین میتوانند اعلام قبول یا رد ترکه را منوط و موکول به تحریر ترکه کنند.
در صورتی که ورّاث، ترکه را قبول نمایند، هر یک به نسبت سهم خود، مسئول پرداخت بدهیهای متوفی خواهد بود. هرگاه ثابت شود که بدهیهای متوفی بیشتر از ترکه بوده و ترکه برای پرداخت تمام بدهیهای متوفی کافی نیست، وارثین نسبت به مازاد ترکه و بدهیهای اضافی متوفی، مسئولیتی نخواهند داشت.
ورّاثی که بخواهند ترکه را رد کنند، باید عدم قبولی خود و ردّ ترکه را در مدت دو ماه از تاریخ اطلاع از فوت موّرث یا تحریر ترکه، کتبا به دادگاه و کلیسا اعلام نمایند.
ردّ ترکه نباید مشروط و معلّق باشد. اگر رد ترکه ظرف مدت معین از طرف دادگاه یا کلیسا، اعلام نشود، در حکم قبول ترکه خواهدبود.
سهم الارث ورّاث طبقات اول و دوم و سوم
در بین ورّاث طبقه اول، فرزندان ابوینی (یعنی فرزندانی که از یک پدر و یک مادر هستند) هم از پدر هم از مادرشان ارث میبرند، ولی فرزندان ابی (یعنی فرزندانی که از یک پدر میباشند) فقط از پدرشان ارث میبرند، و فرزندان امی (یعنی فرزندانی که از یک مادر هستند) فقط وارث مادرشان شناخته میشوند. در تمام موارد، ترکه بین پسران و دختران متوفی، متساویا تقسیم خواهد گردید.
اگر شخص مجرّدی فوت کند و قبلا هم ازدواج نکرده و زن و فرزندی نداشته باشد، پدر و مادر او وارث او خواهند بود و ماترک متوفی متساویا بین والدین او تقسیم خواهد شد. اگر پدر یا مادر فرزند مجرّد قبل از او فوت کرده باشد، نصف ترکه نصیب پدر یا مادر زنده شده و نصف بقیه بین برادران و خواهران متوفی متساویا تقسیم خواهد گردید.
در بین ورّاث طبقه دوم، هرگاه فقط برادران و خواهران ابوینی یا فقط فرزندان پدری یا فقط فرزندان مادری متوفی در قید حیات باشند، ترکه بین ورّاثی که دارای شرایط و قرابت یکسان هستند، بهطور مساوی تقسیم خواهد شد.
در صورتی که برادران و خواهران ابوینی و برادران و خواهران مادری متوفی زنده باشند، ماترک بین آنها متساویا تقسیم میشود.
در صورت زنده بودن برادران و خواهران ابوینی و برادران و خواهران پدری و فرزندان مادری، تنها برادران و خواهران پدری از ارث محروم میشوند و ترکه فقط به برادران و خواهران ابوینی و مادری میرسد که بهطور مساوی بین آنها تقسیم خواهد شد.
در صورتی که متوفی، برادران و خواهران ابوینی نداشته باشد، ترکه بین برادران و خواهران پدری و مادری (ابی و امی) متساویا تقسیم خواهد شد.
در صورت فوت یک یا چند نفر از ورّاث طبقه دوم، همسر و فرزندان آنها قائم مقام قانونی و جانشین موّرث خود قلمداد میشوند و سهم الارث پدر یا مادرشان متساویا بین آنها تقسیم خواهد شد.
مفاد مواد 277 تا 282 در مورد ورّاث طبقه سوم نیز به مورد اجرا گذارده خواهد شد.
میراث زوج و زوجه
در صورتی که زوجین از ازدواج قبلی یا فعلی خود فرزندانی داشته باشند، پس از فوت هر یک از آنها، ترکه بین همسر زنده و فرزندان، متساویا تقسیم خواهد گردید.
هرگاه زوج یا زوجه فرزندی نداشته، ولی پدر و مادر آنها در قید حیات باشند، پس از فوت هر یک از زوجین، نصف ترکه به همسر زنده و نیمه دوم ترکه به پدر و مادر متوفی داده میشود که بهطور مساوی بین آنها تقسیم خواهد گردید.
هرگاه پدر یا مادر زوج قبل از او فوت کرده باشد، پس از فوت زوج، یک سوم ترکه به پدر یا مادر زنده متوفی و دو سوم ترکه به زوجه خواهد رسید.
در صورتی که زوج یا زوجه فرزند و پدر و مادر نداشته باشند، پس از فوت هر یک، تمام ترکه متوفی نصیب همسر زنده خواهد شد.
هرگاه در سند ازدواج یا عقدنامه، وجه رایج کشور، به عنوان مهر معین شده باشد، در موقع فوت شوهر، زن میتواند بین سهم الارث و مبلغ مهر (با رعایت مفاد تبصره ماده 34 این مقرّرات) هر کدام را که بیشتر است وصول نماید.
مقرّرات مختلفه
هرگاه در یکی از وارثین شرایط متعدد ارث جمع باشد (مانند قرابت سببی و نسبی زن با شوهر)، وارث مزبور به مناسبت تمام آن شرایط و قرابتها، از موّرث خود ارث خواهد برد.
هرگاه متوفی فرزندان صغیر و یا پسران و دختران مجردی داشته باشد، مبالغی در حدود متعارف و متناسب با شئون خانوادگی و اجتماعی برای هزینههای متفرقه، ازجمله هزینههای تحصیلی و ازدواج فرزندان صغیر و مجرد و جهیزیه دختران اختصاص داده شده و به سهم الارث آنها اضافه خواهد شد.
اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث میبرند معلوم نباشد، و ثابت و مسلم نشود که کدام یک زودتر یا دیرتر از دیگری درگذشته است، از یکدیگر ارث نمیبرند؛ مگر اینکه مرگ به سبب غرق یا هدم واقع شود، که در این صورت از یکدیگر ارث خواهند برد.
اگر اشخاصی که وارث یکدیگر هستند، فوت کنند و تاریخ فوت یکی از آنها معلوم و تاریخ فوت دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد فقط کسی که تاریخ فوتش مجهول است، از دیگری ارث میبرد.
منظور از کلیسا، مقام روحانی یعنی کشیش دستگذاری شده یا سرپرست یا رئیس هیات مدیره کلیسا میباشد، که مکلف است کلیه کارهای مهم را در جلسه هیات مدیره (اعم از اینکه هیات مشایخ یا رهبران یا وکلا یا عنوانهای مشابه نامیده شده باشند) مطرح کرده و پس از تبادل نظر مصوبات هیات مدیره کلیسا را به مرحله اجرا درآورد.
با توجه به اینکه این مقررات بر اساس قواعد و عادات مسلم و متداول در کلیساهای پروتستان تدوین گردیده، بنابراین در صورت ابهام، اجمال، سکوت یا صریح نبودن، تفسیر مواد این مقررات یا اظهارنظر در موارد خاص، منحصرا در صلاحیت کلیسا یا کمیته منتخب کلیساهای پروتستان خواهد بود.