قوانین جاری ›

آئین نامه دادگاهها و دادسراهای انقلاب


۵۹ بخش جاریبخشی منسوخ
تاریخ تصویب
۱۳۵۸/۰۴/۲۷
مرجع تصویب
شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران
آخرین وضعیت
منسوخه 1400/11/10
۱ بخش منسوخ از این قانون حذف شده است؛ متن زیر فقط بخش‌های جاری را نشان می‌دهد.
شناسهٔ qavanin: 21057806184416332 · مشاهدهٔ اصل در qavanin.ir ↗
فهرست مطالب
دادگاههای انقلاب اسلامی و طرز تشکیل آن‌ها
بمنظور رسیدگی بجرائمی که قبل از پیرو زی انقلاب برای تحکیم رژیم پهلوی و ایجاد و حفظ نفوذ بیگانگان صورت گرفته است یا پس از پیروزی انقلاب بر ضد انقلاب اسلامی ملت ایران روی داده یا می‌دهد، بدستور رهبر انقلاب اسلامی ایران در مرکز هر استان یک دادسرای انقلاب اسلامی و به تعداد لازم دادگاه تشکیل می‌شود.
در استانهائی که هم اکنون بیش از یک دادسرای انقلاب هست، دادستان کل انقلاب باید برای تقلیل آن‌ها به یک دادسرا اقدام کند.
رسیدگی به جرائم زیر در صلاحیت دادگاههای انقلاب اسلامی است: 1 قتل و کشتار بمنظور تحکیم رژیم پهلوی و سرکوب مبارزات مردم ایران به امریت و مباشرت. 2 حبس و شکنجه مردم مبارز بامریت و مباشرت. 3 جنایات بزرگ اقتصادی یعنی غارت بیت المال و یا اتلاف ثرو ت کشور بنفع بیگانگان. 4 توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران با اقدام مسلحانه و ترور و تخریب موسسات و جاسوسی بنفع اجانب. 5 سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، ساختن، وارد کردن یا پخش مواد مخدر.
رسیدگی بجرائم خارج از موارد مشروحه فوق در صلاحیت دادگاههای انقلاب اسلامی نیست، و در صلاحیت دادگاههای دادگستری یا نظامی می‌باشد. در حوزه هر دادسرای انقلاب اسلامی یک دادگاه انقلاب تشکیل می‌شود. دادگاه در صورت لزو م شعبه‌های متعدد خواهد داشت و در این صورت ارجاع پرونده به سایر شعبه‌ها با رئیس شعبه اول است.
دادگاه و دادسرای انقلاب اسلامی به دستور امام تشکیل شده و به پیشنهاد و دولت و تصویب شورای انقلاب اسلامی پس از کسب اجازه از امام منحل می‌شود و در این صورت دادگستری کارهای ناتمام آن دادگاه را ادامه خواهد داد.
تشخیص ضرورت و عدم ضرو رت با رهبر انقلاب امام خمینی است.
دادگاه انقلاب مرکب از سه عضو اصلی و دو عضو علی البدل خواهد بود. اعضاء اصلی عبارتند از: الف یک قاضی شرع به پیشنهاد شورای انقلاب اسلامی و تصویب امام. ب یک قاضی دادگستری به انتخاب قاضی شرع. ج یک نفر مورد اعتماد مردم و آگاه به مقتضیات انقلاب اسلامی با تعیین شورای انقلاب یا کسیکه شورا برای این منظور معین کند.
اعضاء علی البدل از میان اشخاص و اجد صلاحیت در ماده 4 انتخاب خواهند شد.
هیچیک از اعضاء دادگاه نباید کمتر از سی سال خورشیدی داشته باشد .
دادگاه می‌تواند پس از تعیین اعضای اصلی کار خود را آغاز کند.
ریاست دادگاه برعهده قاضی شرع خواهد بود.
کیفرخواست باید حداقل سه رو ز قبل از تشکیل دادگاه به متهم یا وکیل او کتبا ابلاغ شود.
هر متهم حق تعیین یک و کیل ایرانی را خواهد داشت که بر مسائل قضائی و حقوق جزائی اسلام آگاه باشد.
مدت دادگاه حداکثر یکهفته خواهد بود.
دادگاه باید به متهم و و کیل او حداقل 15 ساعت حق دفاع بدهد.
گواهان و مطلعان و کارشناسان، در صورتیکه حضورشان در دادگاه لازم باشد در دادگاه احضار می‌شوند و اگر حضور بهم نرسانند جلب میگردند. همچنین متهمی که احضار شود و حاضر نگردد جلب می‌شود.
دادگاه علنی است مگر آنکه رئیس دادگاه سری بودن آنرا ضرو ری تشخیص دهد.
حکم دادگاه حضوری محسوب است مگر و قتیکه متهم در هیچ یک از مراحل تحقیق یا جلسات دادگاه حاضر نشود. و لایحه‌ای نیز نفرستد که در اینصورت حکم غیابی خواهد بود.
دادگاه می‌تواند برای انجام دادن محاکمه قرار بازداشت متهم را صادر کند.
مفاد حکم غیابی بوسیله درج در یکی از رو زنامه‌های کثیرالانتشار به محکوم علیه ابلاغ می‌گردد. محکوم علیه غایب می‌تواند ظرف ده روز بحکم غیابی اعتراض نماید و حکمی که پس از رسیدگی به اعتراض صادر گردد قطعی و لازم الاجراء است.
رسیدگی به اعتراض محکوم علیه در دادگاه صادرکننده رای غیابی بعمل خواهد آمد.
پس از قرائت کیفرخواست و استماع مدافعات متهم و وکیل او دادگاه هر تحقیقی را که برای ثبوت شرعی جرم لازم بداند بعمل میآورد و چنانکه در پرونده نقصی مشهود گردد بدستور رئیس دادگاه پرو نده بدادسرا اعاده می‌شود و پس از رفع نقص دادگاه پس از مشاوره طبق موازین اسلام به صدور رای مبادرت می‌کند. رای اکثریتی که در آن رئیس دادگاه شرکت دارد مناط اعتبار است.
اگر چنین اکثریتی حاصل نشود دو قاضی شرع به قاضیان اصلی اضافه می‌شوند و رای اکثریت این دادگاه قطعی خواهد بود .
احکام دادگاه انقلاب قطعی و بدون تجدیدنظر است.
مجازاتها طبق حدود شرع اسلام و شامل اعدام، حبس، تبعید و ضبط اموالی که از راه غیر مشروع بدست آورده پس از تسویه دیون خواهد بود .
در مورد ضبط اموال غیرمشروع در صورتیکه محکوم علیه دارائی مشروعی نداشته باشد نفقه قانونی اشخاص واجب النفقه او به تشخیص دادگاه با دولت خواهد بود.
جهات رد قضات دادگاهها و دادسراها علاو ه بر آنچه در آئین دادرسی کیفری ذکر شده است فقدان صلاحیت‌های ذکر شده در این آئیننامه را نیز شامل می‌شود.
دادسراهای انقلاب اسلامی و طرز تشکیل آن‌ها
برای نظارت بر حسن انجام و ظائف دادسراهای انقلاب در سراسر کشور یک دادسرای کل انقلاب در تهران تشکیل می‌گردد.
هر دادسرای انقلاب اسلامی یک دادستان و بتعداد کافی بازپرس و دادیار خواهد داشت دادستان کل و دادستان‌های انقلاب میتوانند باندازه لازم قائم مقام و معاون و کارمند دفتری داشته باشند.
دادستان کل انقلاب می‌تواند و ظیفه دادستان انقلاب تهران را نیز بر عهده گیرد.
دادسراهای انقلاب تحت تعلیمات و نظارت دادستان کل انقلاب و کلیه اعضاء قضائی و دفتری دادسراهای انقلاب شهرستانها زیرنظر دادستان انقلاب همان شهرستان انجام و ظیفه خواهند کرد.
دادستان کل انقلاب به پیشنهاد شورای انقلاب و تصویب امام تعیین می‌گردد. اعضاء قضائی دادسرای کل و دادستان‌های محلی بوسیله دادستان کل انقلاب منصوب میگردند. اعضای قضائی هر دادسرا به پیشنهاد دادستان انقلاب آن دادسرا و تصویب داستان کل انقلاب تعیین می‌شوند. عزل و نصب کارمندان دفتری هر شهرستان با دادستان انقلاب همان شهرستان است با اینهمه نظر دادستان کل انقلاب در عزل و نصب آنان قاطع است.
اعضاء قضائی دادسرای کل و دادسراهای محلی انقلاب از بین حقوقدانان و قضات انقلاب اسلامی انتخاب خواهند شد.
بازپرسی توسط بازپرسان یا دادیاران دادسراهای انقلاب و زیرنظر دادستان انقلاب به عمل خواهد آمد.
متهم در دادسرائی تعقیب می‌شود که در حوزه همان دادسرا مرتکب جرم شده باشد و درصورتیکه در چند حوزه مرتکب جرم شده باشد در دادسرائی که مهمترین جرم در حوزه آن و اقع شده است مورد تعقیب قرار خواهد گرفت. تشخیص مهم ترین جرم با دادسرائی است که متهم در آن حوزه توقیف شده است و اگر جرمها از یک درجه باشند متهم در حوزه ایکه در آنجا توقیف شده است محاکمه خواهد شد.
در صورتیکه تعقیب و محاکمه مجرم در محل وقوع جرم محظوری [محذوری] داشته باشد دادستان کل می‌تواند هرجا صلاح دانست متهم را مورد تعقیب قرار دهد.
احاله رسیدگی در هر مرحله منوط به نظر دادستان کل انقلاب است.
بازپرس وظیفه تحقیق را راسا و در صورت اقتضاء با حضور دادیار انجام خواهد داد و نظر خود را در مورد مجرمیت یا برائت متهم بنظر دادستان میرساند تا در صورت موافقت دادستان به مجرمیت متهم از طرف او ادعانامه صادر شود.
در رفع اختلافات بین نظر بازپرس و دادستان نظر دادگاه متبع است.
در صورتیکه بازپرس تحقیق از کسی را برای کشف حقیقت لازم بداند می‌تواند او را احضار و در صورت مقتضی جلب کند.
تحقیقات غیرعلنی است و او قات تعطیل مانع ادامه تحقیقات نمیباشد.
کلیه هزینه‌های مربوط به اجرای این قانون از قبیل حقوق کارکنان، اجرت کارشناس و غیره از صندو ق دو لت پرداخت خواهد شد.
در مرحله تحقیق اخذ هرگونه تامین با بازپرس و دادستان است.
قرار بازداشت یا منع تعقیب که همیشه در اختیار بازپرس است، باید بنظر دادستان برسد و اگر بین بازپرس و دادستان در این مورد اختلاف رای پیدا شود، نظر قاضی شرع دادگاه رافع اختلاف و قطعی است.
بازپرس می‌تواند با نظر و موافقت دادستان قرار توقیف اموال و دارائی متهم را با رعایت نیازهای عادی خانواده او صادر کند. اجرای قرار بعهده دادستان است.
در این موارد دادستان دارای کلیه اختیارات بازپرس می‌باشد.
در صورتیکه بازپرس احراز کند متهم اموالی را که از راههای غیر مشروع تحصیل نموده است به همسر یا بفرزندان خود یا شخص دیگر و اگذار کرده یا بطور صوری یا با تبانی به اشخاص حقیقی یا حقوقی انتقال داده است دستور توقیف آن‌ها را خواهد داد.
دادسرا (دادستان یا بازپرس) متهمی را که مخفی شده یا فرار کرده باشد یکبار بوسیله یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار و هنگام ضرورت از طریق رسانه‌های گرو هی دیگر احضار خواهد کرد. مهلت معرفی پس از این اعلام برای متهمین داخل ده روز و برای متهمینی که خارج از کشور بسر میبرند یکماه است.
پاسداران انقلاب بدون اجازه کتبی دادستان حق دستگیری هیچکس را ندارند، همچنین حق ندارند بدون اجازه کتبی دادستان انقلاب به خانه کسی وارد شوند یا اموال کسی را توقیف کنند. در صورت تخلف از این ماده به حکم دادستان انقلاب برکنار خواهند شد و اگر عمل آن‌ها جرم محسوب شود از طرف دادسراهای انقلاب تعقیب خواهند شد.
در صورتیکه متهم کارمند عادی شاغل دولت باشد احضار و جلب از جانب دادسراهای انقلاب باید با اطلاع قبلی مافوق صورت گیرد.
در صورتیکه متهم از کارکنان شاغل قوای نظامی یا انتظامی یا دارای سمت مهم سیاسی یا اداری باشد، احضار و جلب او صرفا باید با تصویب قبلی کمیسیونی که از طرف شورای انقلاب تعیین می‌شود و با اطلاع قبلی مافوق او صورت گیرد و در صورتیکه مافوق این وظیفه خود را با رعایت کامل جوانب امر انجام ندهد در دادسراهای انقلاب مورد تعقیب قرار می‌گیرد.
در مواردیکه خوف فرار متهم باشد و شخص مورد اتهام از اشخاصی باشد که بهیچ نحو مسامحه و سهل‌انگاری در دستگیری او صلاح نباشد نامبردگان در ماده 31 میتوانند با شناخت قطعی متهم را بدون اجازه دادستان دستگیر و بلافاصله باطلاع دادستان برسانند.
احکام باید بطریق مقتضی به محکوم علیه ابلاغ شود و دادستان انقلاب دستور اجرای آنرا صادر خواهد کرد. احکام اعدام باید ده رو ز قبل از اجرای حکم به اطلاع دادستان کل انقلاب برسد و در این مدت به محکوم علیه امکان ملاقات با خانواده داده شود. اجرای حکم باید حتی المقدو ر در محل وقوع جرم باشد.
بازداشتگاههای مخصوص دادسرای انقلاب باید زیرنظر دادستان انقلاب محل باشد.
این لایحه قانونی مشتمل بر 34 ماده و 22 تبصره است که پس از تصویب شورای انقلاب اسلامی و یکبار آگهی در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار مرکز و اعلام بوسیله سایر رسانه‌های گروهی قابل اجرا خواهد بود.
امضاء رئیس شورای انقلاب اسلامی