مجلس شورای ملی پیمان اتحاد بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان را که مشتمل بر 9 فصل و شش نامه میباشد و در تاریخ 24 آذر ماه 1320 از طرف نمایندگان سه دولت پاراف شده تصویب و بدولت اجازه میدهد امضاء و مبادله شود.
این قانون که مشتمل بر یک ماده و متن پیمان اتحاد پیوست آن میباشد در جلسۂ ششم بهمن ماه یکهزار و سیصد و بیست بتصویب مجلس شورای ملی رسید.
رئیس مجلس شورای ملی - حسن اسفندیاری
پیمان اتحاد اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران از یکطرف و اعلیحضرت پادشاه بریتانیای کبیر و ایرلند و مستملکات انگلیس ماوراء بحار و امپراطور هندوستان و هیئت رئیسۂ شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از طرف دیگر. نظر باصل منشور اتلانتیک که رئیس جمهور دول متحدۂ آمریکا و نخستوزیر دولت انگلستان در چهاردهم ماه اوت 1941 بر آن توافق کرده و بجهان اعلام نمودهاند. و دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نیز در بیست و چهارم سپتامبر 1941 اصل مزبور را تایید نموده و دولت اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران هم توافق کامل خود را با آن اصل ابراز مینمایند و مایلند که با ملل دیگر جهان بطور یکسان از آن بهره مند شوند و چون آرزومند میباشند که رشتۂ دوستی و حسن تفاهم فیمابین استوار شود و نظر باینکه این مقاصد بوسیلۂ عقد پیمان اتحاد بهتر حاصل میشود: توافق نمودند که برای اینمنظور پیمانی منعقد سازند و نمایندگان مختار خود را از این قرار تعیین نمودند: اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران جناب آقای علی سهیلی وزیر امور خارجۂ شاهنشاهی اعلیحضرت پادشاه بریتانیای کبیر و ایرلند و مستملکات انگلیس ماوراء بحار و امپراطور هندوستان بنام مملکت متحدۂ بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی جناب سر ریدر ویلیام بولارد وزیر مختار و نمایندۂ فوق العادۂ اعلیحضرت پادشاه انگلستان در ایران هیئت رئیسۂ شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی جناب آقای آندره آندریویچ سمیرنوف سفیر کبیر فوق العادۂ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در ایران و نمایندگان مزبور اختیارات تامۂ خود را ارائه نمودند که صحیح و معتبر بوده و بر مقررات ذیل موافقت کردند:
اعلیحضرت پادشاه بریتانیای کبیر و ایرلند و مستملکات انگلیسی ماوراء بحار و امپراطور هندوستان و هیئت رئیسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (که از این پس آنها را دول متحده خواهیم نامید) مشترکا و هر یک منفردا تعهد میکنند که تمامیت خاک ایران و حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را محترم بدارند.
مابین دولت اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران از یکطرف و دول متحده از طرف دیگر پیمان اتحادی بسته میشود.
دولت متحد مشترکا و هر یک منفردا متعهد میشوند که بجمیع وسایلی که در اختیار دارند ایران را در مقابل هر تجاوزی از جانب آلمان یا هر دولت دیگر دفاع نمایند.
اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران متعهد میشوند: الف - بجمیع وسایلی که در دست دارند و بهر وجه ممکن شود با دول متحد همکاری کنند تا تعهد فوق انجام یابد ولیکن معاضدت قوای ایرانی محدود بحفظ امنیت داخلی در خاک ایران خواهد بود. ب - برای عبور لشکریان یا مهمات از یک دولت متحد بدولت متحد دیگر یا برای مقاصد مشابه دیگر بدول متحده حق غیر محدود بدهند که آنها جمیع وسایل ارتباطی را در خاک ایران بکار ببرند و نگاهداری کنند و حفظ بنمایند و در صورتیکه ضرورت نظامی ایجاب نماید بهر نحوی که مقتضی بدانند در دست بگیرند راههای آهن و راهها و رودخانهها و میدانهای هواپیمائی و بنادر و لولههای نفت و تاسیسات تلفنی و تلگرافی و بیسیم مشمول این فقره میباشد. ج - هر نوع مساعدت و تسهیلات ممکنه بنمایند که برای منظور نگاهداری و بهبود وسایل ارتباطیه مذکور در فقرۂ (ب) مصالح و کارگر فراهم شود. د - باتفاق دول متحده هر گونه عملیات سانسوری که نسبت بوسایل ارتباطیه مذکور در فقرۂ (ب) لازم بدانند برقرار کنند و نگاه بدارند.
واضح و مسلم است که در اجرای فقرات (ب - ج - د) از بند دوم این فصل دول متحده حوائج ضروری ایران را کاملا منظور نظر خواهند داشت.
دول متحده میتوانند در خاک ایران قوای زمینی و دریائی و هوائی بعدهای که لازم بدانند نگاهدارند و تا جائی که مقتضیات استراتژیک اجازه بدهد نقاطی که این قوا آنجا نگاهداشته خواهند شد با موافقت دولت ایران تعیین خواهد شد جمیع مسائل مربوط بروابط بین قوای دول متحده و ادارات دولت ایران حتی الامکان با همکاری ادارات ایران تسویه خواهد شد بنحویکه مامونیت قوای مزبور محفوظ باشد مسلم است که حضور این قوا در خاک ایران اشغال نظامی نخواهد بود و نسبت بادارات و قوای تامینیه ایران و زندگانی اقتصادی کشور رفت و آمد عادی سکنه و اجرای قوانین و مقررات ایران هر قدر ممکن باشد کمتر مزاحمت خواهند نمود.
هر چه زودتر ممکن شود بعد از اعتبار یافتن این پیمان یک یا چند قرارداد راجع بتعهدات مالی که دول متحده بسبب مقررات این فصل و فقرۂ (ب - ج - د) از بند دوم فصل سوم بر عهده خواهند داشت در اموری از قبیل خریدهای محلی و اجازۂ ابنیه و تاسیسات صنعتی و بکار گرفتن کارگران و مخارج حملونقل و امثال آن فیمابین منعقد خواهد شد قرارداد مخصوصی منعقد خواهد شد مابین دول متحده و دولت شاهنشاهی ایران که معین خواهد کرد که بعد از جنگ ابنیه و اصلاحات دیگری که دول متحده در خاک ایران انجام داده باشند بچه شرایط بدولت شاهنشاهی ایران واگذار میشود در قراردادهای مزبور مصونیتهایی هم که قوای دول متحده در ایران از آن برخوردار خواهند بود مقرر خواهد گردید.
پس از آنکه کلیۂ مخاصمه ما بین دول متحده با دولت آلمان و شرکای او بموجب یک یا چند قرارداد متارکۂ جنگ متوقف شد و دول متحده در مدتی که زیاده از ششماه نباشد قوای خود را از خاک ایران بیرون خواهند برد و اگر پیمان صلح ما بین آنها بسته شد ولو اینکه قبل از ششماه بعد از متارکه باشد بلافاصله قوای خود را بیرون خواهند برد. مقصود از شرکای دولت آلمان هر دولت دیگری است که اکنون یا در آینده با یکی از دول متحده بنای مخاصمه گذاشته یا بگذارد.
دول متحد متعهد میشوند که در روابط خود با کشورهای دیگر روشی اختیار نکنند که بتمامیت خاک و حاکمیت یا استقلال سیاسی ایران مضر باشد و پیمانهائی نبندند که با مقررات این پیمان منافات داشته باشد و متعهد میشوند که در هر امری که مستقیما با منافع ایران مرتبط باشد با دولت اعلیحضرت همایون شاهنشاهی مشاوره نمایند.
اعلیحضرت همایون شاهنشاه متعهد میشوند که در روابط خود با کشورهای دیگر روشی اختیار نکنند که با اتحاد منافی باشد یا پیمانهائی منعقد نکنند که با مقررات این پیمان منافات داشته باشد.
دول متحده مشترکا متعهد میشوند که بهترین مساعی خود را بکار ببرند که حیات اقتصادی ملت ایران را در مقابل تضییقات و اشکالاتی که در نتیجۂ جنگ حاضر پیش بیاید محفوظ بدارند. پس از آن که این پیمان اعتبار یافت برای بهترین وجه عمل کردن به این تعهد مابین دولت ایران و دول متحده مذاکرات شروع خواهد شد.
مقررات این پیمان مابین اعلیحضرت همایون شاهنشاه و هر یک از دو طرف معظم متعاهد دیگر مانند تعهدات دو طرفی یکسان الزامی آور است.
این پیمان پس از امضاء معتبر است و تا تاریخی که برای بیرون بردن قوای دول متحده از خاک ایران بر طبق فصل پنجم مقرر شده باعتبار باقی خواهد بود. بنابراین نمایندگان مختار مذکور در فوق این پیمان را امضاء و مهر کردهاند در تهران بسه نسخه فارسی و انگلیسی و روسی تحریر شد و هر سه نسخه یکسان معتبر خواهد بود.
ضمیمۂ اول متن نامه ایست که از طرف وزیر مختار دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان بوزیر امور خارجۂ ایران نوشته میشود: با عطف به بند اول از فصل ششم از پیمان اتحادی که امروز امضاء شد مفتخرا از جانب دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان بجنابعالی اطمینان میدهم که مقررات این بند را دولت متبوع من چنین معنی میکنند که آن مقررات بهر کنفرانس صلحی خواه یک کنفرانس خواه کنفرانسهای متعدد که در پایان جنگ حاضر منعقد شود و همچنین بکنفرانسهای بینالمللی دیگر تعلق خواهد گرفت و بنابراین متعهد میشوند که در کنفرانسهای مزبور هیچ امری را که بتمامیت خاک ایران و حاکمیت یا استقلال سیاسی ایران مضر باشد تصویب ننمایند و نیز در کنفرانسهای مزبور وارد هیچ مذاکره نشوند که بمنافع مستقیم ایران مرتبط باشد مگر اینکه با دولت ایران مشاوره کنند. علاوه بر این دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان نهایت کوشش را بکار خواهند برد که ایران در مذاکرات صلحی که مستقیما بمنافع او مرتبط باشد با دول دیگر بطور تساوی نماینده داشته باشد.
ضمیمۂ اول متن نامه ایست که از طرف سفیر کبیر دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بوزیر امور خارجۂ ایران نوشته میشود: با عطف به بند اول از فصل ششم از پیمان اتحادی که امروز امضاء شد مفتخرا از جانب دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به جنابعالی اطمینان میدهم که مقررات این بند را دولت متبوع من چنین معنی میکنند که آن مقررات بهر کنفرانس صلحی خواه یک کنفرانس خواه کنفرانسهای متعدد که در پایان جنگ منعقد شود و همچنین بکنفرانسهای بینالمللی دیگر تعلق خواهد گرفت و بنابراین متعهد میشوند که در کنفرانسهای مزبور هیچ امری را که بتمامیت خاک ایران و حاکمیت یا استقلال سیاسی ایران مضر باشد تصویب ننمایند و نیز در کنفرانسهای مزبور وارد هیچ مذاکره نشوند که بمنافع مستقیم ایران مرتبط باشد مگر اینکه با دولت ایران مشاوره کنند. علاوه بر این دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نهایت کوشش را بکار خواهند برد که ایران در مذاکرات صلحی که مستقیما بمنافع او مرتبط باشد با دول دیگر بطور تساوی نماینده داشته باشد.
ضمیمۂ دوم متن نامه ایست که وزیر امور خارجۂ ایران بوزیر مختار دولت انگلیس خواهد نوشت: با عطف به بند دوم از فصل ششم از پیمان اتحادی که امروز امضاء شد از جانب دولت ایران بجنابعالی اطمینان میدهم که دولت ایران بنا بر بند مزبور خلاف تعهدات خود میداند که چنانچه این دو دولت هر دو با دولت دیگری روابط سیاسی نداشته باشند دولت ایران با آن دولت روابط سیاسی نگاه بدارد.
ضمیمۂ دوم متن نامه ایست که وزیر امور خارجۂ ایران به سفیر کبیر دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی خواهد نوشت: با عطف به بند دوم از فصل ششم از پیمان اتحادی که امروز امضاء شد مفتخرا از جانب دولت ایران به جنابعالی اطمینان میدهم که دولت ایران بنا بر بند مزبور خلاف تعهدات خود میداند که چنانچه این دو دولت هر دو با دولت دیگری روابط سیاسی نداشته باشند دولت ایران با آن دولت روابط سیاسی نگاه بدارد.
ضمیمۂ سوم متن نامه ایست که از طرف وزیر مختار انگلستان بوزیر امور خارجۂ ایران نوشته میشود. افتخار دارم از طرف دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان در ممالک متحده به جنابعالی اطمینانهای زیر را ابلاغ نمایم: 1 - راجع به فقرۂ 2 فصل سوم از پیمان اتحادی که امروز امضاء شده است دول متحده از دولت ایران معاضدت قوای نظامی او را در هیچ جنگ و یا عملیات نظامی بر ضد یک یا چند دولت خارجه تقاضا نخواهند نمود. 2 - راجع به فقرۂ 2 فصل 4 مسلم است که این پیمان متضمن شرایطی نیست که مستلزم آن باشد که دولت ایران مخارج عملیاتی را که دول متحده برای مقاصد نظامی خود انجام داده باشند و برای حوائج ایران ضرورت نداشته باشد عهده دار شود. 3 - مسلم است در صورتی هم که پیمان مطابق مقررات فصل 9 قبل از انعقاد صلح از درجۂ اعتبار ساقط شود ضمیمۂ یک باز بقوت خود باقی خواهد ماند.
ضمیمۂ سوم متن نامه ایست که از طرف سفیر کبیر دولت اتحاد جماهیر شوروی بوزیر امور خارجۂ ایران نوشته میشود. افتخار دارم از طرف دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به جنابعالی اطمینانهای زیر را ابلاغ نمایم: 1 - راجع به فقرۂ 2 فصل سوم از پیمان اتحادی که امروز امضاء شده است دول متحده از دولت ایران معاضدت قوای نظامی او را در هیچ جنگ و یا عملیات نظامی بر ضد یک یا چند دولت خارجه تقاضا نخواهند نمود. 2 - راجع به فقرۂ 2 فصل 4 مسلم است که این پیمان متضمن شرایطی نیست که مستلزم آن باشد که دولت ایران مخارج عملیاتی را که دول متحده برای مقاصد نظامی خود انجام داده باشند و برای حوائج ایران ضرورت نداشته باشد عهده دار شود. 3 - مسلم است در صورتی هم که پیمان مطابق مقررات فصل 9 قبل از انعقاد صلح از درجۂ اعتبار ساقط شود ضمیمۂ یک باز بقوت خود باقی خواهد ماند.
اجازۂ مبادلۂ پیمان اتحاد بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان مشتمل بر نه فصل و شش نامه بشرح بالا در جلسۂ ششم بهمن ماه یکهزار و سیصد و بیست داده شده است.
رئیس مجلس شورای ملی